ابزارهای درون دینی برای بخشش

حسن فرشتیان

چکیده:

دین جهت تشویق و توصیه به عفو و بخشش می تواند، علاوه بر ابزارهای رایج عرفی، از ابزارهای ویژۀ درون دینی نیز استفاده کند. در بخش اول این نوشتار، «مشوق های درون دینی برای بخشیدن» مورد مطالعه قرار می گیرد. در این فهرست، از توصیفات الاهی به عفو کننده بودن، تا فرمان وی به پیامبر و به مومنان برای عفو، بازخوانی خواهد شد. ابزارهای مشوق درون دینی، از قبیل بهشت و پاداش های ویژه الاهی به عفو کنندگان، موضوع بعدی این نوشتار خواهد بود. سپس، به دستورات قرآنی برای عفو در منازعات مختلف حقوق مدنی، مالی، جزایی و خانوادگی، اشاره خواهد شد.

در بخش دوم، به «راهکارهای درون دینی برای فراموش کردن» پرداخته خواهد شد. «محو سیئات» و «تبدیل آن به حسنات» به عنوان نمونه های بارز این راهکارها در فرآیند بازسازی وفاق اجتماعی، مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

 

پیشگفتار:

هنگامی که سخن از «آشتی» به میان می آید، به ویژه زمانی که بحث آشتی ملی و در سطح کلان مطرح می شود، دو مفهوم دیگر نیزبه شکل همزمان در ذیل مجموعه آشتی مطرح می شود: «بخشش» و «فراموشی». شیوۀ تلفیق این دو مفهوم، تعیین کنندۀ سرنوشت واحدهای سیاسی و ملی در مقیاس کشوری و گاهی در مقیاس منطقه ای و جهانی می شود. در این نوشتار، بیش و پیش از آنکه چگونگی تلفیق های دوگانه «ببخش و فراموش کن»، «ببخش و فراموش مکن» و…. مورد بحث و مداقه قرار گیرد، دو مفهوم بخشیدن و فراموش کردن، از منظر درون دین، مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

ابزارهای تشویقگر کنونی برای عفو و فراموش کردن، از قبیل تلاش برای صلح پایدار، وفاق اجتماعی، ثبات سیاسی، همزیستی قربانیان و متجاوزان پیشین و ….، می تواند در گفتمان درون دینی نیز مورد استناد جامعه دینداران قرار گیرد. ولی علاوه بر همه این ابزارهای رایج، فرهنگ دینی می تواند در درون خویش، از ابزارهای مضاعفی استفاده کند تا دین باوران را به سوی عفو و بخشش گرایش دهد. هرچند این ابزارهای درون دینی، به ظاهر فقط برای جامعۀ دینداران سودمند است، اما شناخت و آگاهی کاربردی از آن برای جوامع عرفی نیز سودمند است، زیرا در درون جوامع عرفی نیز زیرمجموعه های دیندارانی هستند که محرک های درون دینی برای آنان بسیار برانگیزاننده تر از محرک های عرفی می باشد. موضوع این نوشتار، تاکید بر این ابزارهای ویژۀ درون دینی است.

در خوانش سنتی از مفاهیمی چون قصاص و مقابله به مثل، در طول تاریخ، برداشت هایی ارائه شده است و منجر به رفتارهای خشونت آمیزی شده است که به هی چوجه قابل توجیه نیست. اما ما می توانیم در بازخوانی این مفاهیم با فهم امروزی خویش از حقوق انسان و جایگاه انسان، به نتایجی دست بیابیم که با معیارهای عرفی مورد قبول بشریت قرن بیست و یکم همخوانی داشته باشد و نه تنها سدّ راه دستیابی به مفاهیم عرفی مترقی تمدن بشری نباشد، بلکه قابلیت این را داشته باشد که به کمک این دستاوردهای تمدن بشری بیاید و آن خوانش کهن از متون قدیمی مذهبی را به چالش بکشد. در این بازخوانی مفاهیم، نقش ما به عنوان خواننده متن، نقشی منفعل نیست، ما راویان سادۀ تاریخ مذهب نخواهیم بود، بلکه ما خویشتن را در جایگاه مخاطب آن متن قرار داده و با فهم عرفی کنونی خویش، آن پیام را دریافت خواهیم کرد. همچنان که مخاطبین عصر نزول قرآن نیز با همان فهم عرفی عصر خویش، آن مفاهیم را درک کردند. ما در درک آن مفاهیم کهن، استنباطات و دستاوردهای عرفی عصر خویش را نیز به کمک می گیریم تا مخاطب فعال و «اکتیو» آن پیام باشیم.

بدون تردید، حقوق فردی و اجتماعی قربانیان، از حق روایت حکایت خویش گرفته، تا حق دریافت غرامت، از پارامترهای اساسی و بنیادین در پروسۀ بخشش است. از این دسته پارامترها در درون متون دینی نیز وجود دارد: «توبه» که به معنای پشیمانی تجاورزگر و ستمگر است، «توبه نصوح» به معنای توبه بی بازگشت وی به سوی جنایت، یعنی از بین بردن زمینه های تکرار آن جرم و عدم احتمال تکرار توسط جانیان، استیفای کامل «حق الناس» که به مفهوم پرداخت غرامت و دلجویی معنوی و مادی از قربانیان است، همه این پیش مقدمه های، شرط اساسی و ضروی برای رسیدن به پروسه بخشش «عفو» تلقی می شود. لذا در گفتمان دینی، متجاوز به حق الناس، قبل از جبران خطای خویش و قبل از پرداخت غرامت و بازپرداخت حقوق کامل قربانیان، در پیشگاه خدا، توبه او پذیرفته نمی شود. این پیش مقدمه های بنیادین و ضروری، که به نوبه خود امری بسیار مهم و بنیادین است، موضوع اصلی این نوشتار نیست. بلکه در موضوع اصلی این نوشتار، به همان بخشش و فراموشی بسنده خواهد شد.

 

بخش اول: مشوق های درون دینی برای بخشیدن

 

۱- خداوند عفو کننده است و مومنان باید خداگونه شوند:

«عفو» یکی از نام های نیکو و از اسمای حسنای الاهی است. در آیات بسیاری از قرآن، خداوند خویش را «عفو کننده»و گاهی به شکل صیغه مبالغه، خویش را «بسیار عفوکننده» نامیده است. «هرآینه خدا،عفو کننده و آمرزنده است»، «… إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُوًّا غَفُوراً» (نساء، آیه ۴۳).«که خداوند همواره خطابخش و آمرزنده است»، «وَکَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا» (نساء، آیه ۹۹).[i]

چنانکه ملاحظه می شود در آیات بسیاری از قرآن، به «بسیار بخشنده بودن خداوند» اشاره است. از سویی دیگر، دینداران دعوت شده اند که همرنگ الاهی شوند و به رنگ و صفات الاهی خود را بیارایند. در سوره بقره پس از وصف ایمان آورندگانِ به انبیای الاهی و نام بردن از پیروان ادیان ابراهیمی، همه مومنان دعوت شده اند که به رنگ خداوند در بیایند «این است نگارگرى الهى، و کیست‏ خوش‏نگارتر از خدا، و ما او را پرستندگانیم»، «صِبْغَهَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَهً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ» (بقره، آیه ۱۳۸).

در گفتمان عارفان، انسان مظهر اسمای الاهی است و انسان کامل مظهر همه اسمای والای الاهی می شود. دل مومن آینه خداست و انسان کامل آینه خداست. ملا عبدالصمد همدانی از عرفای قرن سیزدهم قمری می نویسد: «اى عزیز! هر چند که همه ذرات موجودات به قبضه قدرت الله تعالى است اما هر ظهورى را مرکزى مى باید، و مرکز جمله ظهورات دل انسان کامل است که جمله صفات حضرت الهىرا ظهور به واسطه دل انسان کامل است، و لذا ورد فى الحدیث : قلب المومن مرآه الله ، والمومن مراه المومن، و المومن اسم من اسماء الله، فالانسان الکامل مرآه الله».[ii]

«رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

طیران مرغ دیدی تو ز پای‌بند شهوت

به درآی تا ببینی طیران آدمیت» (سعدی)

 

۲- دستور عفو به پیامبر:

در آیات متعددی از قرآن، خداوند به پیام آورش، سفارش به عفو و گذشت می‌کند: «عفو را پیشه کن و به نیکى فرمان ده و از جاهلان اعراض کن»؛ «خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلین» (اعراف، آیه ۱۹۹).

در آیه دیگری، به پیامبر خطاب می کند که به برکت رحمت الاهی، تو با مردم مهربان شدی، و سپس، به زیان های سنگدلی اشاره می کند که اگر پیامبر سختگیر و سنگدل بود، سبب پراکندگی یارانش از اطراف وی می شد. در پایان، نه تنها به پیامبر امر می کند که آنان را عفو کند و ببخشد، بلکه از وی می خواهد که برای آنان از خداوند نیز طلب عفو بخشش کند: «به برکت رحمت الهى، در برابر آنان نرم و مهربان شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراکنده مى‏‌شدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش درخواست کن! و در کارها، با آنان مشورت کن»؛ «فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ» (آل عمران، ۱۵۹).

نکتۀ ظریف در این آیه این است که پیامبر علاوه بر عفو آنان، موظف شده است که از خداوند نیز عفو آنان را بخواهد. در بازخوانی این نکته در فضای معاصر، می توان تصور کرد که قربانیانی پیداشوند که نه تنها، عفو و بخشش کنند بلکه با تمایل باطنی خویش، داوطلبانه و آگاهانه به دادگاه متجاوزین رفته و از قاضی، بخشش آنان را استدعا کنند. بی تردید، چنین حالت باطنی برای قربانیان، پیش نمی آید مگر این که در روند پروسه، آن چنان به إحساس آرامش و رضایت نسبی برسند که نه تنها گذشته را فراموش کنند بلکه در قلب و در باطن خویش، به شکلی ارادی و آگاهانه پروسه بخشش را پذیرا باشند. در چنین حالتی، قربانی به درجه ای از رستگاری و فضیلت عنایت می کند. به تعبیری دیگر، ما با دوگونه بخشش مواجه هستیم: بخشش «پسیو» و منفعلانه که ناشی از جبرهای و اجبارهای اجتماعی و سیاسی در روند پروسه بخشش است؛ و بخشش «اکتیو» که قربانی نه تنها می بخشد بلکه تلاش می کند تا ستمگر، توسط جامعه و نهادهای مربوطه نیز بخشیده شود.

 

۳- دستور عفو به مسلمانان:

دستور خداوند به عفو و گذشت، به پیامبرش محدود نمی شود، بلکه در آیات دیگری، همین دستور را فراگیر می کند و به همه مومنان فرمان می دهد که عفو کنند و گذشت پیشه سازند: «و باید عفو کنند و گذشت نمایند مگر دوست ندارید که خداوند بر شما ببخشاید، و خدا آمرزنده مهربان است»؛ «وَلْیعْفُوا وَلْیصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (نور، آیه ۲۲).

در آیاتی از قرآن، پس از اشاره به مسلمانانی که از سوی مشرکان و معاندان مورد ستم واقع شده و مجبور به هجرت و جهاد شده اند، اجازه داده شده است که در دفاع مشروع از خویش، مقابله به مثل نمایند. در سیاق موضوعات این آیات، انتظار می رود که خداوند، خویش را به «شدیدالعقاب» توصیف کند، ولی به شکل هوشیارانه ای، بلافاصله پس از ارائۀ این مجوز جهت دفاع مشروع، با اشاره به یاری های الاهی، به «بسیار بخشنده بودن» و «آمرزنده بودن» خداوند اشاره می کند تا توصیه ای برای مسلمانان در راستای ترجیح و برتری عفو و گذشت نسبت به مجازات و عقوبت باشد: «آرى چنین است و هر کس نظیر آنچه بر او عقوبت رفته است دست به عقوبت زند، سپس مورد ستم قرار گیرد، قطعا خدا او را یارى خواهد کرد چرا که خدا بخشایشگر و آمرزنده است»؛«ذَلِکَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِی عَلَیهِ لَینْصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ» (حج، آیه ۶۰).

 

۴- عفو به مثابه راهی برای پرهیزگاری:

در سورۀ بقره در آیه ای که در مورد روابط خانوادگی و زناشویی، به حق و حقوق زوجین اشاره شده است، توصیه به عفو و گذشت در زمینه همین حقوق ها شده است و عفو و بخشش را نزدیک تر به تقوا و پرهیزگاری دانسته است: «… و گذشت کردن شما به تقوا نزدیکتر است و در میان یکدیگر بزرگوارى را فراموش مکنید، زیرا خداوند به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست»؛ «… وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَینَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» (بقره، آیه ۲۳۷).

 

۵- جلب محبت الاهی به سبب عفو دیگران:

در معارف قرآنی، عفو، به مثابۀ راهی برای جلب محبت الاهی مطرح شده است. در آیاتی از قرآن، پس از توصیه به عفو و پس از بزرگداشت یاد و خاطرۀ عفو کنندگان، با بیان این نکته که خداوند نیکوکاران را دوست می دارد، محبت خداوند به آنان نشان داده شده است: «آنان که در فراخى و تنگى انفاق مى کنند و خشم خود را فرو مى ‏برند و از مردم در مى‏ گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد»؛ «الَّذِینَ ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (آل عمران، آیه ۱۳۴).[iii]

 

۶- جلب آمرزش الاهی به سبب عفو دیگران:

در آیاتی از قرآن، عفو دیگران به مثابه ابزاری برای جلب آمرزش الاهی تعریف شده است. در این آیات با استفاده از این ابزار مشوق، مومنان توصیه شده که اگر در پی جلب عفو الاهی هستند خود نیز به عفو دیگران، پیش گام شوند: «و باید عفو کنند و گذشت نمایند مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید و خدا آمرزنده مهربان است»؛ «وَلْیعْفُوا وَلْیصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ یغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (نور، آیه ۲۲).[iv]

 

۷- پاداش الاهی به عفو کنندگان:

در معارف اسلامی، خداوند، خود عهده دار پرداخت پاداش به عفو کنندگان شده است. بی تردید، پاداش الاهی به عفو کنندگان، برای مومنان، چونان ابزار تشویقی گرانبهایی، تلقی می شود: «و جزاى بدى مانند آن بدى است پس هر که درگذرد و نیکوکارى کند پاداش او بر عهدۀ خداست به راستى او ستمگران را دوست نمى دارد»؛ «وَجَزَاءُ سَیئَهٍ سَیئَهٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا یحِبُّ الظَّالِمِینَ» (شوری، آیه ۴۰).

 

۸- بهشت چونان پاداش عفو کنندگان:

در قرآن، پس از اشاره به نیکوکاری عفو کنندگان، در آیۀ۱۳۴ سوره آل عمران «وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ»، به آن عفو کنندگان وعده پاداش بهشت داده شده است. این پاداش نزد مومنان بدون تردید، پاداش جذابی هست که در برابر عفو، مستحق بهشت جاودان شوند: «آنان پاداششان آمرزشى از جانب پروردگارشان و بوستانهایى است که از زیر درختان آن جویبارها روان است، جاودانه در آن بمانند و پاداش اهل عمل چه نیکوست»؛ «أُولَئِکَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَهٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ» (آل عمران، آیه ۱۳۶).[v]

در آیه ذیل نیز به مومنانی که در برابر برخوردهای جاهلانه معاندان، صبر و گذشت می کنند، وعده غرفه های بهشتی داده شده است: «و کسانى‏ که گواهى دروغ نمى‏ دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏ گذرند… اینانند که به پاس آنکه صبر کردند غرفه هاى بهشت را پاداش خواهند یافت و در آنجا با سلام و درود مواجه خواهند شد»؛ «وَالَّذِینَ لَا یشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا…. أُولَئِکَ یجْزَوْنَ الْغُرْفَهَ بِمَا صَبَرُوا وَیلَقَّوْنَ فِیهَا تَحِیهً وَسَلَامًا» (فرقان، آیه ۷۲ تا ۷۵).

 

۹- تحیت الاهی هدیه به عفوکنندگان:

خداوند، خود به تحیت به عفو کنندگان اقدام کرده است. تحیت الاهی، چونان هدیه ای گران مقدار برای عفوکنندگان، در نظر گرفته شده است. به مومنان وعده داده شده است که در ازای تحمل و گذشت آنان در برابر برخوردهای جاهلانه، آنان مفتخر به دریافت «تحیت و سلام» در بهشت می شوند: «اینانند که به پاس آنکه صبر کردند غرفه هاى بهشت را پاداش خواهند یافت و در آنجا با سلام و درود مواجه خواهند شد»؛ « أُولَئِکَ یجْزَوْنَ الْغُرْفَهَ بِمَا صَبَرُوا وَیلَقَّوْنَ فِیهَا تَحِیهً وَسَلَامًا» (فرقان، آیه ۷۵).

 

۱۰- پاداش مضاعف عفو کنندگان:

علاوه بر پاداش های فوق الذکر به عفو کنندگان، قرآن وعدۀ پاداش مضاعف به آنان داده است: «آنانند که به پاس آنکه صبر کردند و بدى را با نیکى دفع مى ‏نمایند و از آنچه روزی‏شان داده‏ ایم انفاق مى کنند دو بار پاداش خواهند یافت»؛ «أُولَئِکَ یؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَینِ بِمَا صَبَرُوا وَیدْرَءُونَ بِالْحَسَنَهِ السَّیئَهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینْفِقُونَ» (قصص، آیه ۵۴).

 

۱۱- برتری عفو نسبت به مجازات و مقابله به مثل:

در آیاتی از قرآن، در موارد مختلف به مومنان اجازه داده شده است که در برابر تهاجم معاندان، به مقابله به مثل برخاسته و متجاوزان را عقوبت کنند. اما در پی ارائه این مجوز دفاع مشروع، بلافاصله توصیه به عفو و گذشت نموده است. این توصیه به عفو و بردباری، نه تنها به عنوان یک آلترناتیو مقابله به مثل و مجازات مطرح شده است بلکه تصریح شده است که این آلترناتیو، نزد خداوند، بیش از مقابله به مثل پسندیده است و برای خود مومنان نیز نیکوتر و شایسته تر است. به عبارتی دیگر، هرچند اجازه مقابله به مثل و مجازات داده شده است، ولی تصریح شده که منافع مومنان نیز در بردباری و خودداری از مقابله به مثل است. به نظر می رسد که سود مهم اجتماعی این عفو، رسیدن به یک وفاق اجتماعی و فراهم کردن شرایط همزیستی مسالمت آمیز با دیگران است: «و اگر عقوبت کردید همان گونه که مورد عقوبت قرار گرفته اید متجاوز را به عقوبت رسانید، و اگر صبر کنید البته آن براى شکیبایان بهتر است»؛ «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیرٌ لِلصَّابِرِینَ» (نحل، آیه ۱۲۶).

قرآن در آیه دیگری، به منافع عمومی و اجتماعی عفو اشاره می کند و آن را سبب دوستی و همدلی در جامعه می داند که در نتیجه از دشمنان خونین، دوستان همدل و یکدل می سازد: «و نیکى با بدى یکسان نیست، بدى را با آنچه بهتر است دفع کن، آنگاه کسى که میان تو و میان او دشمنى است گویى دوستى یکدل مى‏ گردد»؛ «وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَلَا السَّیئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَکَ وَبَینَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ» (فصلت، آیه ۳۴).

 

۱۲- برتری عفو در حقوق مدنی و فردی:

در مورد حقوق مدنی و فردی نیز، قرآن، پس از تبیین حقوق فردی، به گذشت این حقوق در منازعات، توصیه شده است. در اختلافات زناشویی، هنگامی که چاره ای جز جدایی و طلاق نباشد، قرآن، توصیه به گذشت و صلح و مدارا در مورد حقوق یکدیگر می کند: «و اگر زنى از شوهر خویش بیم ناسازگارى یا رویگردانى داشته باشد بر آن دو گناهى نیست که از راه صلح با یکدیگر به آشتى گرایند که سازش بهتر است ولى بخل در نفوس آدمیان حضور دارد، و اگر نیکى کنید و پرهیزگارى پیشه نمایید قطعا خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است»؛ «وَإِنِ امْرَأَهٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَیهِمَا أَنْ یصْلِحَا بَینَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَیرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا» (نساء، آیه۱۲۸).[vi]

 

۱۳- برتری عفو در حقوق جزایی:

در مورد حقوق کیفری نیز، قرآن با تبیین قصاص، و محدود کردن و ضابطه مند کردن آن در برابر زیاده روی ها و انتقام گیری های کور و دسته جمعی، به عفو و گذشت، توصیه کرده است: «اى کسانى که ایمان آورده‏ اید در باره کشتگان بر شما قصاص مقرر شده است، آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن، و هر کس که از جانب برادرش، چیزى از حق قصاص به او گذشت‏ شود، باید از گذشت ولى مقتول به طور پسندیده پیروى کند و با احسان، خونبها را به او بپردازد، این حکم، تخفیف و رحمتى از پروردگار شماست، پس هر کس بعد از آن از اندازه درگذرد وى را عذابى دردناک است»؛ «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَى بِالْأُنْثَى فَمَنْ عُفِی لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَرَحْمَهٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (بقره، آیه ۱۷۸).

 

۱۴- برتری عفو در حقوق مالی:

در مورد حقوق مالی نیز، توصیه به عدم سختگیری در مورد تنگدستان شده است. قرآن، مومنان را تشویق کرده است که به بدهکاران فرصت کافی بدهند و بلکه در صورت تنگدستی و ناتوانی آنان در بازپرداخت بدهی شان، بدهی آنان را ببخشند: «و اگر بدهکارتان‏ تنگدست باشد، پس تا هنگام‏ گشایش‏، مهلتى به او دهید؛ و اگر به راستى قدرت پرداخت ندارد، بخشیدن آن براى شما بهتر است اگر بدانید»؛ «وَإِنْ کَانَ ذُو عُسْرَهٍ فَنَظِرَهٌ إِلَى مَیسَرَهٍ وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» (بقره، آیه ۲۸۰).

 

بخش دوم: مشوق های درون دینی در روند فراموش کردن

 

۱- پوشش بدی ها و سیئات در روند فراموشی:

در تعبیرات قرآنی، برای خطاکارانی که از سوی پروردگار مورد عفو و بخشش قرارمی گیرند از واژۀ «پوشاندن سیئات» استفاده شده است. یعنی خداوند نه تنها آنان را می بخشد بلکه سیئات و بدی های آنان را محو می سازد و پاک می کند. عفو الاهی همچون «پاک کُنی» است که خاطره و آثار سوء آن بدی ها را پاک می سازد و پروندۀ سیاه آن خطاکارانِ سابق را سفید می نماید. این پاک سازی، قرین «فراموشی» در گفتمان امروزی دنیای مدرن است.

البته همانگونه که در پیشگفتار ذکر گردید، در متون دینی، هرگونه بخشش الاهی در حقوق الناس، مشروط به پیش شرط اساسی، جبران حق الناس است. نه تنها غرامت قربانیان بایستی کاملا استیفاء بشود بلکه رضایت آنان نیز باید حاصل گردد. به تعبیری دیگر، هم غرامت مادی باید پرداخت شود: «بازگرداندن حق الناس و جبران خسارت های مادی»، و هم غرامت معنوی: «رضایت قربانیان».

در آیات ذیل، واژه «یکفر» به معنای پوشاندن است که خداوند گناهان را می پوشاند: «اى کسانى که ایمان آورده‏ اید اگر از خدا پروا دارید براى شما نیروى تشخیص حق از باطل قرار مى‏ دهد و گناهانتان را می پوشاند و از شما مى‏ زداید و شما را مى ‏آمرزد و خدا داراى بخشش بزرگ است»؛ «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا وَیکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیئَاتِکُمْ وَیغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ» (انفال، آیه ۲۹). «اگر از گناهان بزرگى که از آنها نهى شده‏ اید دورى گزینید، بدیهاى شما را از شما مى زداییم و شما را در جایگاهى ارجمند درمى ‏آوریم»؛ «إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُمْ مُدْخَلًا کَرِیمًا» (نساء، آیه ۳۱).[vii]

 

۲- تبدیل سیئات به حسنات در روند فراموشی:

در تعبیرات قرآنی دسته پیشین، برای خطاکارانی که از سوی پروردگار مورد عفو و بخشش قرار می گیرند از واژه «پوشاندن سیئات» استفاده شده بود. اما در تعبیرات دستۀ دیگری از آیات قرآن، گامی فراتر گذاشته شده است، در این گروه از آیات، خداوند نه تنها آنان را می بخشد بلکه سیئات و بدی های آنان را تبدیل به نیکی ها و حسنات می سازد. نه تنها آن نقطه های سیاه پاک می شود، بلکه نیکی های آنان برجسته می شود و تبدیل به نقاط مثبت می شود. گویا در رفتار آن خطاکاران به دنبال نقطه مثبتی در کارنامه آنان جستجو می شود تا از آن پس، آن نکات مثبت، در خاطره ها باقی بماند. این «تبدیل حسنات به سیئات»، در گفتمان امروزی دنیای مدرن، به «فراموشی نکات منفی» و «برجسته ساختن خدمات احتمالی» آنان، بازخوانی می شود.

«من رشته ی محبت تو پاره می کنم

شاید گره خورد و به هم نزدیک تر شویم»

نمونه ای از این دسته از آیات را می توان در آیات ذیل بازخوانی کرد: «مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدیهای ایشان را به نیکی ها تبدیل مى ‏کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است»؛ «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِکَ یبَدِّلُ اللَّهُ سَیئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا» (فرقان، آیه ۷۰). «و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند قطعا گناهانشان را از آنان مى زداییم و بهتر از آنچه میکردند پاداششان مى‏ دهیم»؛ «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی کَانُوا یعْمَلُونَ» (عنکبوت، آیه ۷).[viii]

پیامبر به هنگام فتح مکه در سال هشتم هجری، در واکنش به نقض پیمان حدیبیه توسط قریشیان، نه تنها با شعار «الیوم یوم المرحمه»؛ «امروز، روز رحمت و گذشت است»، فرمان عفو عمومی صادر کرد، بلکه به رئیس مشرکان قریش، ابوسفیان، جایگاه ویژه ای داد.

پیامبر در فرمان عفو همگانی، دستور داد: «آن کس که به خانه ابوسفیان پناهنده شود، در امان است. هر که شمشیر خود را بیندازد، در امان است. هر کس که در خانه خود بنشیند و در را ببندد، در امان است. هر کس که به مسجدالحرام درآید و در آن‌جا بنشیند، در امان است». اعطای این جایگاه ویژه به ابوسفیان، برای برجسته کردن جایگاه پیشین وی به عنوان رئیس قبیله قریش در مکه بود، هرچند وی در آن جایگاه، رهبری آزار و اذیت پیامبر و یارانش را عهده دار بود، اما اکنون که تسلیم شده بود و به ظاهر اسلام آورده بود، پیامبر آن جایگاه پیشین وی را برجسته نمود و آن را حرمت نگاه داشت.

 

۳- نهی از آشکارگویی بدکاری های دیگران در روند فراموشی:

در آیات قرآن، به عنوان یک قاعدۀ کلی از آشکارگویی و آبروریزی بدکاری های دیگران، نهی شده است، تا در نتیجه، آن خطاها، به هنگام عفو، در روند فراموشی قرار گیرد. در آیه ذیل با اشاره به همین نکته، استثنایی بیان شده است و آن استثناء در موردی هست که با حقوق ستم دیدگان در تعارض قرار بگیرد. یعنی نمی توان به بهانه عفو عمومی و فراموشی همگانی، حقوق فردی قربانیان را نادیده گرفت. قربانیان نه تنها حق غرامت دارند بلکه مجاز هستند که در جهت احیای حقوقشان به واگویی حکایت خویش بپردازند: «خداوند بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد مگر از کسى که بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى داناست»؛ «لَا یحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ وَکَانَ اللَّهُ سَمِیعًا عَلِیمًا» (نساء، آیه ۱۴۸).

 

۴- فراموشی اجباری کاتبان اعمال:

در آموزه های دینی، بیان شده است که فرشتگانی از طرف خداوند مامور به ثبت و ضبط و کتابت کارنامه های نیک و بد بندگان هستند. اما به هنگام عفو الاهی، نه تنها بدی های خطاکاران از کارنامه هاشان محو و پاک می شود، بلکه از ذهن و ضمیر فرشتگان مامور کتابت نیز، پاک می شود. در حدیثی از امام صادق نقل شده است: «هنگامی که بنده، توبه خالص و بادوام کند، خدا او را دوست می‌دارد، پس گناهانش را مستور می‌سازد. راوی عرض کرد: یا بن رسول اللّه چگونه گناهانش را مستور می‌نماید؟ فرمود: دو فرشته‌ای که کاتب اعمال هستند گناهان آن بنده را فراموش می‌کنند، به اعضاء و جوارحش و نقاط زمین که در آن گناه کرده دستور می‌دهد که گناهان بنده تائب ما را کتمان کنید. پس خدا را ملاقات می‌کند درحالی‌که هیچکس و هیچ چیز شاهد گناهانش نیست».[ix]

 

۵- تبدیل دشمنان خونی به یاران همدلدر روند فراموشی:

در روند عفو و فراموشی، به مسلمانان دستور داده شده است که پاسخ بدی ها را به وسیله خوبی ها بدهند. سپس در برخی از آیات به منافع عمومی و اجتماعی عفو اشاره می کند که سبب دوستی و همدلی در جامعه می شود و از دشمنان خونین، دوستان همدل و یکدل می سازد. تبدیل دشمنان خونین سابق به یاران همدل، فقط عفوی ظاهری نیست، بلکه برای رفیق شفیق و همدل شدن، نیازمند به پاک سازی دل ها و خاطره ها از سوابق و خاطرات تلخ ستمگران است: «و نیکى با بدى یکسان نیست، بدى را با آنچه بهتر است دفع کن، آنگاه کسى که میان تو و میان او دشمنى است گویى دوستى یکدل مى‏ گردد»؛ «وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَلَا السَّیئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَکَ وَبَینَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ» (فصلت، آیه ۳۴).

 

نتیجه:

در فرهنگ دینی و قرآنی، هرچند به حقوق افراد تصریح شده است و ساختار نظام جزایی قبیلگی موجودِ قصاص بر مبنای نیازهای عصر نزول قرآن اصلاح شده است، اما در همۀ این آیات، بلافاصله، عفو و بخشش ترجیح داده شده است. خداوند، خویش را عفو کننده نامیده است و به پیامبرش و به سایر بندگانش فرمان عفو و بخشش داده است.

این عفو و بخشش، با محو سیئات و بلکه با پاک سازی آن و تبدیل سیئات به حسنات همراه شده است. اقدام به فراموشی گذشته ها، آنچنان حائز اهمیت بوده که تصریح شده است این سوابق سوء، حتا از ذهن و ضمیر فرشتگان، ضابطان سیستم قضایی الاهی نیز محو می شود.

البته عفو و بخشش و فراموشی، ضابطه مند است. زمان مناسب و شرایط مناسب بایستی فراهم شود. ابوسفیان ها، پس از فتح مکه و پس از تسلط پیامبر بر این شهر، مورد بخشش قرار می گیرند. بی تردید، پشیمانی ستمگران و رفع زمینه های تکرار آن ستم ها از شرایط ابتدایی این عفو و بخشش هاست. در این فراموشی ها، حقوق فردی قربانیان، فراموش نخواهد شد، نه تنها آنان حق غرامت خواهند داشت، بلکه حق آنان برای بازگویی حکایت خویش، همچنان محفوظ خواهد بود.

توجه دقیق به «ضابطه ها و شرط و شروط های مقدماتی بخشش» و «رعایت حقوق قربانیان» به عنوان پیش مقدمه پروسه بخشش، می تواند موضوع پژوهش مستقلی باشد. همچنین، «بازخوانی پروسه بخشش از متون دینی در چارچوب حقوقی» که بتواند با ضوابط حقوق مدرن کنونی و با ادبیات حقوقی همسویی و همپوشانی داشته باشد، نیز موضوعی کاربردی بوده و به نوبه خویش می تواند مورد تامل و تدقیق حقوقی- قضایی قرار بگیرد.

و واپسین نکته، آن که در روند بخشش و فراموشی، نه تنها بدکاری های گذشته ستمگران، چونان چماقی بر سر آنان کوفته نمی شود، بلکه نقاط نیک آنان برجسته می شود تا روند وفاق اجتماعی و همزیستی مسالمت آمیز تسهیل شود. مولانا این شیوه را «کیمیاگری خداوند» می نامد:

«گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن

مصلحی تو ای تو سلطان سخن

کیمیا داری که تبدیلش کنی

گرچه جوی خون بود نیلش کنی

این چنین میناگریها کار تست

این چنین اکسیرها اسرار تست».

پاریس، ۳۱ دسامبر ۲۰۱۷

پانوشت ها:

[۱] نمونه دیگر آیات: «اگر خیرى را آشکار کنید یا پنهانش دارید یا از بدیى درگذرید پس خدا درگذرنده تواناست»، «إِنْ تُبْدُوا خَیرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ عَفُوًّا قَدِیرًا» (نساء، آیه ۱۴۹).

[۱]ملا عبدالصمد همدانى، بحرالمعارف، جلد دوم، فصل ۸۵: «انسان کامل مظهر اسماء و صفات الهى است».

[۱]در آیه دیگری، پس از اشاره به پیمان شکنی معاصران پیامبر، به پیامبر دستور داده شده است که آنان را عفو کند و در پایان تصریح شده است که خداوند نیکوکاران را دوست می دارد: «پس به سزاى پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم به طورى که کلمات را از مواضع خود تحریف مى کنند و بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشى سپردند و تو همواره بر خیانتى از آنان آگاه مى ‏شوى مگر شمارى اندک از ایشان که خیانتکار نیستند، پس از آنان درگذر و چشم پوشى کن که خدا نیکوکاران را دوست مى دارد»؛ «فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیهً یحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَهٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (مائده، آیه ۱۳).

[۱]نمونه دیگر آیات: «اى کسانى که ایمان آورده‏ اید در حقیقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمایند از آنان بر حذر باشید و اگر ببخشایید و درگذرید و بیامرزید به راستى خدا آمرزنده مهربان است»؛ «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (تغابن، آیه ۱۴).

[۱]نمونه دیگر آیات: «همانان که در فراخى و تنگى انفاق مى کنند و خشم خود را فرو مى ‏برند و از مردم در مى‏ گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد»؛ «الَّذِینَ ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (آل عمران، آیه ۱۳۴).

[۱]در سوره بقره، در آیه ای که در مورد روابط خانوادگی و زناشویی، به حق و حقوق زوجین اشاره شده است، توصیه به عفو و گذشت در زمینه همین حقوق ها شده است و عفو و بخشش را نزدیک تر به تقوا و پرهیزگاری دانسته است: «و اگر پیش از آنکه با آنان نزدیکى کنید طلاقشان گفتید در حالى که براى آنان مهرى معین کرده‏ اید پس نصف آنچه را تعیین نموده‏ اید به آنان بدهید مگر اینکه آنان خود ببخشند یا کسى که پیوند نکاح به دست اوست ببخشد و گذشت کردن شما به تقوا نزدیکتر است و در میان یکدیگر بزرگوارى را فراموش مکنید زیرا خداوند به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست»؛ «وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَهً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ یعْفُونَ أَوْ یعْفُوَ الَّذِی بِیدِهِ عُقْدَهُ النِّکَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَینَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» (بقره، آیه ۲۳۷).

[۱]نمونه دیگر آیات: «و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند قطعا گناهانشان را از آنان مى زداییم…»؛ «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ…» (عنکبوت، آیه ۷). «اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به درگاه خدا توبه‏ اى راستین کنید امید است که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید…»؛ «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یکَفِّرَعَنْکُمْ سَیئَاتِکُمْ…» (تحریم، آیه ۸).

[۱]نمونه دیگر آیات: «و در دو طرف آغاز و پایان روز و در نخستین ساعات شب، نماز را برپا دار زیرا خوبیها بدیها را از میان مى ‏برد این براى پندگیرندگان پندى است»؛ «وَأَقِمِ الصَّلَاهَ طَرَفَی النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّیلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یذْهِبْنَ السَّیئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِینَ» (هود، آیه ۱۱۴). «اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به درگاه خدا توبه‏ اى راستین کنید امید است که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید و شما را به باغ هایى که از زیر درختان آن جویبارها روان است درآورد در آن روز خدا پیامبر خود و کسانى را که با او ایمان آورده بودند خوار نمى‏ گرداند نورشان از پیشاپیش آنان و سمت راستشان روان است مى‏ گویند پروردگارا نور ما را براى ما کامل گردان و بر ما ببخشاى که تو بر هر چیز توانایى»؛ «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیئَاتِکُمْ وَیدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یوْمَ لَا یخْزِی اللَّهُ النَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یسْعَى بَینَ أَیدِیهِمْ وَبِأَیمَانِهِمْ یقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ» (تحریم، آیه ۸).

[۱]قال ابو عبد اللّه: اذا تاب العبد توبه نصوحا احبّه اللّه فستر علیه، فقلت و کیف یستر علیه؟ قال ینسى ملکیه ما کانا یکتبان علیه و یوحى اللّه الى جوارحه و الى بقاع الارض ان اکتمى علیه ذنوبه، فیلقى اللّه عزّ و جلّ حین یلقاه و لیس شى‏ء یشهد علیه بشى‏ء من الذنوب- کافى، ج ۲، ص ۴۳۶.

 

 

 

 

[i] نمونه دیگر آیات: «اگر خیرى را آشکار کنید یا پنهانش دارید یا از بدیى درگذرید پس خدا درگذرنده تواناست»، «إِنْ تُبْدُوا خَیرًا أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ عَفُوًّا قَدِیرًا» (نساء، آیه ۱۴۹).

[ii]ملا عبدالصمد همدانى، بحرالمعارف، جلد دوم، فصل ۸۵: «انسان کامل مظهر اسماء و صفات الهى است».

[iii]در آیه دیگری، پس از اشاره به پیمان شکنی معاصران پیامبر، به پیامبر دستور داده شده است که آنان را عفو کند و در پایان تصریح شده است که خداوند نیکوکاران را دوست می دارد: «پس به سزاى پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم به طورى که کلمات را از مواضع خود تحریف مى کنند و بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشى سپردند و تو همواره بر خیانتى از آنان آگاه مى ‏شوى مگر شمارى اندک از ایشان که خیانتکار نیستند، پس از آنان درگذر و چشم پوشى کن که خدا نیکوکاران را دوست مى دارد»؛ «فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیهً یحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَهٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (مائده، آیه ۱۳).

[iv]نمونه دیگر آیات: «اى کسانى که ایمان آورده‏ اید در حقیقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمایند از آنان بر حذر باشید و اگر ببخشایید و درگذرید و بیامرزید به راستى خدا آمرزنده مهربان است»؛ «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَأَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (تغابن، آیه ۱۴).

[v]نمونه دیگر آیات: «همانان که در فراخى و تنگى انفاق مى کنند و خشم خود را فرو مى ‏برند و از مردم در مى‏ گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد»؛ «الَّذِینَ ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (آل عمران، آیه ۱۳۴).

[vi]در سوره بقره، در آیه ای که در مورد روابط خانوادگی و زناشویی، به حق و حقوق زوجین اشاره شده است، توصیه به عفو و گذشت در زمینه همین حقوق ها شده است و عفو و بخشش را نزدیک تر به تقوا و پرهیزگاری دانسته است: «و اگر پیش از آنکه با آنان نزدیکى کنید طلاقشان گفتید در حالى که براى آنان مهرى معین کرده‏ اید پس نصف آنچه را تعیین نموده‏ اید به آنان بدهید مگر اینکه آنان خود ببخشند یا کسى که پیوند نکاح به دست اوست ببخشد و گذشت کردن شما به تقوا نزدیکتر است و در میان یکدیگر بزرگوارى را فراموش مکنید زیرا خداوند به آنچه انجام مى‏ دهید بیناست»؛ «وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَهً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ یعْفُونَ أَوْ یعْفُوَ الَّذِی بِیدِهِ عُقْدَهُ النِّکَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَینَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» (بقره، آیه ۲۳۷).

[vii]نمونه دیگر آیات: «و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند قطعا گناهانشان را از آنان مى زداییم…»؛ «وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیئَاتِهِمْ…» (عنکبوت، آیه ۷). «اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به درگاه خدا توبه‏ اى راستین کنید امید است که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید…»؛ «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یکَفِّرَعَنْکُمْ سَیئَاتِکُمْ…» (تحریم، آیه ۸).

[viii]نمونه دیگر آیات: «و در دو طرف آغاز و پایان روز و در نخستین ساعات شب، نماز را برپا دار زیرا خوبیها بدیها را از میان مى ‏برد این براى پندگیرندگان پندى است»؛ «وَأَقِمِ الصَّلَاهَ طَرَفَی النَّهَارِ وَزُلَفًا مِنَ اللَّیلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ یذْهِبْنَ السَّیئَاتِ ذَلِکَ ذِکْرَى لِلذَّاکِرِینَ» (هود، آیه ۱۱۴). «اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به درگاه خدا توبه‏ اى راستین کنید امید است که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید و شما را به باغ هایى که از زیر درختان آن جویبارها روان است درآورد در آن روز خدا پیامبر خود و کسانى را که با او ایمان آورده بودند خوار نمى‏ گرداند نورشان از پیشاپیش آنان و سمت راستشان روان است مى‏ گویند پروردگارا نور ما را براى ما کامل گردان و بر ما ببخشاى که تو بر هر چیز توانایى»؛ «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحًا عَسَى رَبُّکُمْ أَنْ یکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیئَاتِکُمْ وَیدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ یوْمَ لَا یخْزِی اللَّهُ النَّبِی وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یسْعَى بَینَ أَیدِیهِمْ وَبِأَیمَانِهِمْ یقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ» (تحریم، آیه ۸).

[ix]قال ابو عبد اللّه: اذا تاب العبد توبه نصوحا احبّه اللّه فستر علیه، فقلت و کیف یستر علیه؟ قال ینسى ملکیه ما کانا یکتبان علیه و یوحى اللّه الى جوارحه و الى بقاع الارض ان اکتمى علیه ذنوبه، فیلقى اللّه عزّ و جلّ حین یلقاه و لیس شى‏ء یشهد علیه بشى‏ء من الذنوب- کافى، ج ۲، ص ۴۳۶.

 

You may also like...