جامعۀ مدنی  در آمریکا

رامین جهانبگلو در گفتگو با مایکل والزر

walzer1 jahanbagloo2

گزیدۀ چند پرسش درمورد جامعۀ مدنی آمریکا در گفتگوی رامین جهانبگلو با مایکل والزر در پرینستون، سال ۲۰۱۲

رامین جهانبگلو: به نظر شما فکربرانگیز نیست که چگونه بیشتر صداهای اخلاقی یا صداهای نیرومند سیاسی در ایالات متحده آمریکا در قرن بیستم، کنشگران جامعۀ مدنی بوده اند و نه رییس جمهورها؟  مارتین لوترکینگ یکی از آنها بود.  اما هرگز به قدرت نرسید.  آنها پیوسته برای نوعی از اخلاق یا حقوق مدنی در مبارزه بودند.  پس جالب است که آمریکا کشوری است که ذهنیت مدنی نیرومند تولید می کند، ولی توان یا ظرفیت آوردن ذهنیت های نیرومند مدنی به کاخ سفید یا کنگره را ندارد.

مایکل والزر:  در مورد اهمیت برخی شکل های فاصلۀ سنجشگرانه پیشتر با یکدیگر گفتگو کردیم.  استدلال من این است که نباید مردم از فاصله ای بسیار زیاد با شما صحبت کنند، زیرا در آن صورت از کسانی که به آنها انتقاد دارند، بسیار دور هستند. اما درجاتی از فاصلۀ ناقدانه به ویژه از مسند قدرت ضروری است.  پس می فهمیم چرا مهمترین و الهام بخش ترین منتقدان جامعه ما باید افرادی باشند که سراسر زندگی را در جامعۀ مدنی بوده اند و نه در دنیای قدرت سیاسی.  شما از مارتین لوترکینگ در جنبش حقوق مدنی نام بردید.  همین انگاره در جنبش کارگری حاکم است.  فهمیده ترین رهبر اتحادیه های کارگری آمریکا والتر روتر از میان کارگران ماشین سازی بود.  اما او یک رهبر کارگران ماشین سازی بود که بی تردید هرگز نمی توانست کاندیدای ریاست جمهوری بشود و شاید هرگز به فکرش هم نبود.  اما او کارگران ماشین سازی را رهبری کرد و گونه ای معلم برای طبقۀ کارگر بود.  او از سیاست سوسیالیستی برآمد کرد آمد و رادیکالی بود که با کارگران به زبان خود آنها سخن گفت و نقش سیاسی و تربیتی مهمی داشت. او احتمالا نمی توانست چنان نقشی به عنوان فرماندار میشیگان داشته باشد.     

رامین جهانبگلو: هوفا هم همین کار را کرد. او می توانست با رانندگان کامیون به زبان خود آنها سخن بگوید، اما در واقعیت مرد بسیار فاسدی بود.

مایکل والزر:  درست است. او یک رهبر اخلاق مدار یا معلم کارگران آمریکایی نبود.  جامعۀ مدنی انواع بسیاری از رهبران را تولید می کند، خوب و بد و احتمالا بهترین حالت آن است که خوب هایشان بچسبند به کار خود.  شک دارم که برای بریتانیا مثلا بهتر بود که ارنست بوین وزیر امور خارجه شد؛ او وزیر خارجۀ خوبی نبود. شاید کسانی که جامعۀ مدنی، خانۀ آنها است باید در جامعۀ مدنی باقی بمانند.  از سوی دیگر، هوفا ممکن بود به جای ریاست اتحادیۀ کارگری، سیاستمدار بهتری بشود.

رامین جهانبگلو:  خب، از منظر جامعه شناسی اگر بخواهیم مقایسۀ تطبیقی در زمینۀ جامعه شناسی سیاسی انجام دهیم، در کشورهایی چون فرانسه و جاهایی که دولت های نیرومند و برخی اصول قوی وجود دارند، بیشتر کارهای نخبگان باید از مجرای دولت ها انجام شوند.  حتی در زمینۀ فرهنگ باید از مالرو یک نماد بسازید که می رود برای جوانان خانه های فرهنگ می سازد یا نیاز به داشتن یک دوگل دارید که ذهنیت ها را دگرگون سازد.  اما در کشورهایی چون ایالات متحدۀ آمریکا که دولت ضعیف، اما جامعۀ مدنی نیرومند دارید، می توانم بگویم که عاملیت سیاسی واقعی با جامعۀ مدنی در تالارهای شهرداری است.  پس صدای اخلاقی در تالارهای شهرداری یافت می شود نه در دولت های ایالتی.  معمولا یک دولت، بسیار فاسدتر از جامعۀ مدنی است، از این رو عاملیت سیاسی حقیقی درون جامعۀ مدنی است.  فاعلیت سیاسی حقیقی و  کنش سیاسی حقیقی در میان مردم جریان دارد و این بخشی از تاریخ زندگی در شهرهای آمریکا است. برخلاف فرانسویان که به محض پیروزی انقلاب، ژاکوبن ها و روبسپیر دارای دیدگاه های سیاسی روسو، سنت ژوست و دانتون را بالا آوردند که به مردم می گفتند چه کار کنند و چگونه سرود ملی مارسیز را بخوانند، در آمریکا و ایالت های آن، همه چیز از پایین به بالا می آمد.

مایکل والزر:  بله، ما یک سیستم غیرمتمرکز داشتیم و دولت های ایالتی بسیار قوی؛ دستکم تا معاملۀ جدید و جنگ دوم جهانی که در آن هنگام دولت فدرال بسیار قویتر شد.  بنابر این، قدرت سیاسی در ایالات متحدۀ آمریکا برای مدتی طولانی به صورت رادیکالی غیرمتمرکز بود.  ایالت ها بسیار قوی بودند و کارهای بزرگی انجام دادند.  آنها پروژه های ساختمانی عظیم و سیستم های تنظیم کنندۀ چشمگیری برقرارکردند که هیچ گاه دولت فدرال آنها را انجام نداده بود.  اما دولت های ایالتی بخشی از جامعۀ مدنی نیستند، آنها بخشی از ساختار سیاسی هستند.  در زندگی آمریکا جنبش های اجتماعی که از جامعۀ مدنی برمی خیزند دارای اهمیت چشمگیری هستند.  جنبش الغای بردگی را درنظر بگیرید که مرکزیت آن مانند جنبش حقوق مدنی در دهه  های بعد در کلیساهای پروتستان بود.  به جدال بر سر مهاجران نگاه کنید که میان جوامع پذیرای مهاجران و انجمن های اقلیت های مهاجر از سویی و انواع سازمان های مخالف ادغام مهاجران در جامعۀ زادگاهی برپاست.   مبارزه برای منع تولید و فروش مشروبات الکلی در آمریکا توسط گروهی به نام Women’s Christian Temperance League هدایت شد.  این یکسره نوعی حرکت جامعۀ مدنی بود که به تصویب قانونی انجامید که به نظر من بسیار قانون بدی بود، هرچند در آن زمان برای حمایت از زنان و کودکان وضع شده بود.  به نظرم درست می گویید که جامعۀ مدنی یکی از بزرگترین نقاط قوت زندگی سیاسی آمریکا است.

 

You may also like...