خرمگس دفتر ششم

جستارهایی پیرامون دموکراسی

kharmags6

 

دانلود دفتر ششم

جستارهایی پیرامون دموکراسی

پروندۀ مطالعاتی: مشاورۀ فلسفی

مرداد ماه ۱۳۹۵ برابر با آگوست ۲۰۱۶

 

 

 

 

شورای دبیران:

شیریندخت دقیقیان

رامین جهانبگلو

اسفندیار طبری

 

طراح تارنما:

 همایون ماکویی

 

شبکه های اجتماعی:

 جلال کیابی

 

 

دفتر ششم گاهنامۀ فلسفی خرمگس با موضوع مرکزی دموکراسی و پروندۀ مطالعاتی جانبی پیرامون مشاورۀ فلسفی همچون پدیده ای جدید و دارای ارتباط دورنی و مستقیم با مناسبات دمکراتیک میان افراد و درون جوامع – به اهل مطالعه و پژوهش فارسی زبان، تقدیم می گردد.  با سپاس و قدردانی صمیمانه از نویسندگان و مترجمان همراه و نیز، شخصیت های ایرانی و غیر ایرانی که انجام مصاحبه برای این دفتر را پذیرفتند.

دموکراسی یکى از مفهوم هایى است که در تفکر سیاسى و فلسفى، تاریخى دیرینه داشته، دربارۀ آن ایده هاى بسیار متفاوت و حتی متناقضى وجود دارد.  دمکراسى نه تنها یک پدیدۀ تجربى و توصیفى است بلکه  داراى بار هنجارى می باشد.  در برخورد با مفهوم دمکراسى باید به این نکته توجه داشت که دمکراسى در خصلت خود همواره یک ایده آل باقى خواهد ماند.  دقیقأ همین خصلت اید ه آلى و هنجارى دمکراسى است که آن را از سایر سیستم هاى سیاسى متمایز مى کند.

“دمو” در ریشۀ یونانى خود یعنى مردم (خلق).  خلق مجموعه اى از شهروندان را گویند که برای انجام کنش ها ى سیاسى خود مشورت کرده، تصمیم مى گیرند.  تعریفى که ارسطو از دمکراسى مى دهد این است:  “همه بر هر کس تسلط دارد، و هر کس به طور متغیر بر همه”.  این تعریف ارسطو از دمکراسى، به تجربۀ دمکراسى در آتن نظردارد که حدود چهارصد سال پیش از میلاد، نخستین دمکراسى دنیا بود.  در دمکراسى آتنى تمامى شهروندان می بایست به طور دوره اى در مجلس خلق شرکت کنند.  دمکراسى یا حکومت خلق به این معنى است که “قدرت” نه  از بیرون بلکه از درون خلق باید برخیزد.  ویژگى هنجارى دمکراسى  در همین است که حکومت خلق- به مفهوم قدرت برخاسته از درون خلق – همواره  ایده آلی خواهد بود که “باید”  به بهترین نحو به واقعیت بپیوندد.  حکومت آتنى تا حد زیادى، از طریق شیوۀ چرخشى شرکت در مجلس خلق به این ایده آل رسیده بود: اعضاى مجلس خلق، متشکل از هزار شهروند یونانى که زنان و بردگان  شامل آن نبودند، هر سه ماه عوض مى شدند.  با توجه به شرایط پیدایى دمکراسى آتنى، به این نکتۀ مهم مى رسیم که دمکراسى نتیجۀ یک تئورى فلسفى یا روشنفکرى نیست، بلکه ریشه اى تجربى و  واقعى در زندگى روزمره دارد.   حتی فیلسوفانى  نظیر سقراط، افلاطون و ارسطو مخالف دمکراسى بودند، تا  حدى که سقراط به دلایل عقاید انتقادى اش نسبت به دمکراسى آتنى، از سوى  مجلس خلق به مرگ محکوم شد.  هستۀ دمکراسى آتنى، نه آزادى اندیشه و آزادى فردى، بلکه دفاع بى چون و چرا از حکومت خلق از راه تصمیم گیرى هاى  خلق در مجلس خلق بود. اتفاقأ به همین دلیل، حتی فرزانه اى همچون سقراط را به دلیل  بحث ها و ایده هاى انتقادى اش علیه مجلس خلق، وادار به  نوشیدن جام شوکران کردند.  دمکراسى آتنى، یک دمکراسى بى واسطه و مجمعى اداره شده توسط مجلس خلق بود.  در مجلس خلق به ویژه بینوایان از  قدرت زیادى برخودار بودند؛ امرى که  افلاطون را به انتقاد از  دمکراسى آتنى  کشانید، چرا که بینوایان با فقر فرهنگى خود به  تصمیم گیرى هاى غلطى مى رسیدند.   راهیابى مردم به مجلس خلق از راه قرعه صورت مى گرفت؛ پدیده اى که  تا سدۀ  ١٨ در برخى از کانتون هاى سویسى رواج داشت.

پایه و اساس دمکراسى آتنى را مى توان چنین خلاصه کرد:  تساوى در مقابل قانون، حق آزادى در سخن گویى در مجلس خلق، مشورت  اجتماعى و احترام به قوانین رسمى نگاشته شده است.  در دمکراسى آتنى، واژۀ دمکراسى ناآشنا بوده، به جاى آن از واژه هاى  ایزونومى  (حقوق مساوى)  و ایزوگوریا ( حقوق مساوى در سخن گویى) یا ایزوکراس یا (حق  مساوى در تسلط) استفاده مى شد. به عبارت دیگر اندیشۀ “تساوى” براى نظم دمکراتیک آتنى از اهمیت اساسى برخودار بود، به طورى که تندیس دمکراسیا، همچون یک الهه، در بازار آتن جایگاه ویژه اى داشت.  دمکراسى در آتن، بدون وجود یک مدل تئوریک، پایه ریزى شد. دلیل اصلى پیدایش دمکراسى در آتن، اتحاد با اقشار پایینى در جامعه و به ویژه قشر جدید قایق رانان، جهت تحکیم قدرت سیاسى در عرصۀ آب به منظور مقابله با دشمنان خارجى بود.  پیش از آن، اصلاحات سیاستمداری به نام “سولون” در سدۀ ششم ق.م.، در عرصۀ نهادهاى سیاسى و اجتماعى و ایجاد نظم و قانون، نقش مهمى در پیدایش دمکراسى آتنى داشته است، به طورى که ارسطو سولون را سیاستمدارى بزرگ و بنیانگذار نظم سیاسى و  بازرگانى عادلانه مى داند.  حدود ٧٠ سال بعد از پیدایش دمکراسى و مجلس خلق در آتن، مؤسسۀ جدیدى به نام نوموتتن (قضات) تأسیس شد و این اولین نهادى بود که قدرت دمکراتیک مجلس خلق در دمکراسى آتنى را محدود نمود.

در دوران روشنگری، منتسکیو (١٧۵۵-١۶٨٩) اولین نظریه پردازى است که ایدۀ تفکیک قواى مقننه، مجریه، و قضاییه را هستۀ اصلى دمکراسى مى بیند و مخالف هرگونه شکل جمهورى است، چرا که جمهورى مى تواند به حاکمیت بی چون و چرا و مرکزى دمکراسى آسیب برساند.  او همچنین براى کارآیى در تصمیم گیرى هاى سیاسى، حاکمیت فردى را در رأس هر یک از این سه قواى جداگانه  ضرورى مى بیند.  تئوری  دمکراسى منتسکیو نارسا و ناقص است،  زیرا جدایى بین قواى مجریه و مقننه شرط لازم براى دمکراسى نیست، بلکه مهم این است که تنها قوۀ قضاییه از استقلال کامل برخوردار باشد. علاوه بر این، شرط کافى براى برقرارى دمکراسى تنها ایجاد مؤسسات و بنیادهاى دمکراتیک مستقل نیست، بلکه رشد افکار عمومى و فضیلت اخلاقى در جامعه شرط تعیین کننده هستند.

امروزه محدودیت قدرت سیاسى کمتر از راه جدایى بین قوا، بلکه بیش از همه از طریق رسانه ها و افکار عمومى عملى شده است.  به دنبال استقلال کلنى هاى آمریکایى از زیر تسلط انگلیسى ها در سدۀ ١٨ میلادى، مقالات بسیارى دربارۀ دمکراسى و جمهورى به انتشار رسید، که مهمترین این  مجموعه مقالات تحت عنوان Federalist Papers  از سوى هاملیتون، مادیسون و جى منتشر شد که پایۀ تئوریک ایجاد دمکراسى در آمریکاى شمالى به شمار مى روند.  در این نوشته ها از افکار هابز، لاک، منتسکیو و دیوید هیوم استفاده شد. آن ها در مجموعه نوشته هاى خود یک سیستم دمکراسى ارائه مى دهند که  در آن نه مردم به طور مستقیم، بلکه نمایندگان مردم حکومت مى کنند. آنها تحت تأثیر جمهورى متحدۀ هلند، ایدۀ جمهوریت را وارد دمکراسى مى کنند:  یک جمهورى بر خلاف دمکراسى بر اساس این اصل قابل شناسایى است:  سیستم حکومتى که در آن تمامى قدرت به طور مستقیم یا غیرمستقیم از سوى خلق است، ولى از طرف یک فرد اجرا مى شود که هر زمان قابل  برکنارى است.  بدون تردید در این سیستم وابستگى به آراى مردم، مهمترین ابزار کنترل مى باشد.  آن ها ایدۀ فدرالیسم را نیز به عنوان ابزار دیگرى براى اعتبار و استوارى وارد دمکراسى کردند: در یک جمهورى ساده، قدرت صرفأ در دست یک حکومت متمرکز است.  در یک جمهورى پیچیدۀ آمریکایى، برخى از وظایف حکومتى که از سوى مردم انتخاب یا خلع قدرت مى شود، میان دولت هاى ایالتی تقسیم مى گردد و وظایف باقى مانده در صلاحیت قدرت مرکزى دولت فدرال در چارچوب تفکیک قوا مى مانند.  با ایدۀ فدرالى مى توان به دو هدف رسید: از یک سو انتقال مؤثرتر دمکراسى میان بافت هاى پراکنده و دورافتادۀ درون کشور جمهورى، از سوى دیگر محدود سازى قدرت حکومت مرکزى و پیش گیرى از شکل بندى استبداد. شومپتر (١٩۵٠-١٨٨٣) در تئورى دمکراسى خود قدرت اندیشۀ سیاسى مردم را زیر پرسش مى برد و به این نتیجه مى رسد که شهروندان عادى توانایى درک  مسائل بغرنج سیاسى را ندارند و به راحتى تحت تأثیر قرار مى گیرند.  بنابراین، نباید دمکراسى را به مردم عادى واگذارکرد، بلکه نخبگان باید آن را اداره و با حق انتخاب خود در تکامل آن بکوشند.  این تئورى، ما را به یاد انتقاد افلاطون به دمکراسى آتنى مى اندازد. اما شومپتر با دمکراسى نخبه اى خود، خصلت هنجارى دمکراسى، که مشارکت هر چه بیشتر مردم در قدرت سیاسى است را نادیده مى گیرد.  او براى پرورش دمکراتیک مردم جهت کاربست عقلانیت بیشتر  در روند اندیشه ها و تصمیم گیرى هاى سیاسى راه حلى ندارد و در عوض به نفى  آن، از راه جایگزینى دخالت مستقیم نخبگان در دمکراسى مى پردازد.  در این رابطه جالب است که به یک تئورى دیگرى نیز اشاره شود که ماهیت هنجارى دمکراسى را عوض مى کند: سارتورى (…-١٩٢۴) فیلسوف دیگری از نمایندگان تئورى دمکراسى نخبگان است. اما ساتورى برخلاف شومپتر، به واقعیت دمکراسى از سوى نخبگان جامعه نمى پردازد، بلکه، به طور هنجارى به دنبال کیفیت هاى لازم براى حکومت دمکراتیک نخبگان در جامعه مى باشد. به سخن دیگر، سارتورى بعد هنجارى دمکراسى را (که حکومت از درون مردم براى مردم است) با یک پرسش هنجارى تازه دربارۀ کیفیت رهبرى نخبگان، جایگزین مى کند.  ملاک دمکراسى باید نه بهترسازى درون داد (انتخابات)، بلکه بهتر سازی برون داد (کارکرد و کیفیت تصمیم  گیرى ها) باشد.   

در سیر تکامل دمکراسى در عرصۀ عمل و تئورى، مجموعه اى از ارزش ها، مانند حقوق بشر، بنیان دمکراسى را ساخته اند. این ارزش ها، تمامى انسان ها را به هم ربط  مى دهند و اساس زندگى صلح آمیز بوده، بیانگر خصلت هنجارى و اخلاقى دمکراسى هستند.  انتقاد به دمکراسى در کلیت آن، انتقاد و شک و تردید در وجود این ارزش ها است.  اما این هرگز بدین معنا نیست که به دمکراسى مشخص “در عمل و شکل تجربى آن” انتقاد نداشته باشیم:  در بسیارى از کشورهاى غربى در عرصۀ دمکراسى کمبودها و مشکل هاى بس جدى وجود دارد که باید به طور دمکراتیک و از راه انتقاد مداوم آن ها را درست کرد.  بدون شک یک سیستم دمکراتیک احتیاج به تربیت دمکراتیک مردم دارد.  چنین سیستمی بدون چنین تربیتی می‌ تواند‌، همان طور که فیلسوفان قدیم یونانی نیز اشاره کرده اند، به دیکتاتوری اکثریت بینجامد، که با دموکراسی هنجاری همخوانی‌ ندارد. جمهوری وایمار و رشد جنبش های ناسیونالیستی نمونه های واضح آن است.

پس از این توضیح مقدماتی، نوشتارهای دفتر حاضر که حول موضوع مرکزی دموکراسی، با توجه به نیازهای فکری و نظری خوانندگان ایرانی طراحی شده و به گونه ای سامان یافته اند که گونه گونی و پیچیدگی های این موضوع و نیز مباحث روزآمد را پوشش دهند، معرفی می‌ شوند.

اسفندیار طبری در نوشتۀ خود به مفهوم نولیبرالیسم و رابطۀ آن با دموکراسی در عرصۀ تئوری و عمل می‌ پردازد.  در این نوشته، رهیافت پست دموکراسی در بافتی منفی‌ در مقابل رهیافت پست نولیبرالیسم در بافتی مثبت قرار می‌ گیرد.  محمد رضا نیکفر در نقدی به نظریۀ آزادی مارکس بر آن است که محوشدن سوژه در نظریۀ مارکس به دلیل غفلت از مباحث پایه ای آزادی است، اما خوانش دقیق تر و غیر ایدیولوژیک از مارکس، امروز هم در برخی قلمروها می تواند در زمینۀ آزادی مشارکت داشته باشد.  حسن فرشتیان به سیر تحول مفهوم جرم سیاسی هم در فقه اسلامی و هم در قانون گذاری مدرن پرداخته، به بررسی راه های حفظ حقوق انسانی شهروندانی می پردازد که به فعالیت سیاسی و مدنی مشغول می شوند.  نویسنده در این راستا به نقد “لایحۀ جرم سیاسی” مصوب سال جاری در ایران می پردازد. محسن کدیور در یک گفتگو به پرسش هایی دربارۀ سکولاریسم از دیدگاه روشنفکر دینی پاسخ می‌ دهد.  از جمله مصاحبه های اختصاصی این دفتر، گفتگویی تخصصی توسط نیره توحیدی با جودیت باتلر، فیلسوف فمینیست آمریکایی است که با ترجمۀ ماندانا زندیان به خوانندگان تقدیم می شود.  رامین جهانبگلو در نوشتۀ خود ما را با دیدگاه های مهاتما گاندی دربارۀ دموکراسی آشنا کرده، مناسبت گاندی با ایدۀ لیبرالیسم نیمۀ اول قرن بیستم را مورد بررسی قرار می دهد.  مهرداد لقمانی به پرسش پایه ای نیاز بشریت به دموکراسی و مقایسۀ آن با سیستم های دیگر پرداخته، مدل روزآمد تحقق شهروندی را بررسی می کند.  نسرین اسفندیاری به نقش و اهمیت عدالت جنسیتی در دموکراسی می پردازد.  نوشتۀ مایکل والزر با مقدمه و ترجمۀ شیریندخت دقیقیان، که در سایت خرمگس نیز به انتشار رسید، بخشی از این دفتر بوده، برای فهم مفهوم لیبرالیسم و دموکراسی، با توجه به تحولات سیاسی جاری به ویژه در ایالات  متحده، بسیار اهمیت دارد.  در مبحث تاریخ دموکراسی، نوشته های اگوست وینکلر در رابطه با جنبش کارگری و تجربۀ ناکام جمهوری وایمار بسیار آموزنده هستند که امیر طبری دو سخنرانی و نوشته را در این رابطه ترجمه کرده است.

در این شماره قرار بود که همکار  و دوست بسیار گرامی‌ ما، زنده یاد محمد ربوبی، مقاله ای آموزنده دربارۀ دموکراسی در دوران ما را ترجمه کند، که متأسفانه خبر درگذشت او ما را بسیار غمگین ساخت و طرح ترجمۀ آن مقاله هم ناتمام ماند.  برای بزرگداشت این دوست بسیار ارزشمند و متواضع، یکی‌ از ترجمه های وزین او را به نقل از سایت فلسفه/خرمگس دربارۀ ازخودبیگانگی‌ به قلم یوآخیم ایسرائل، فیلسوف آلمانی- سوئدی، می آوریم.

همچنین برای این دفتر، یک گروه مطالعاتی از سوی خرمگس، طی چند ماه هماهنگی و کار، مبتکر پرونده ای در رابطه با روش مشاورۀ فلسفی‌ بوده اند که برای اولین بار به خوانندگان فارسی زبان، معرفی می‌ شود.  در این پرونده ابتدا شیریندخت دقیقیان به شرح و بررسی جنبش مشاورۀ فلسفی و نمایندگان اصلی ‌آن، از جمله لو مارینوف می پردازد. سپس، رامین جهانبگلو، سیامک ظریف کار- روانشناس از آلمان و از نویسندگان همراه خرمگس – و شیریندخت دقیقیان در گفتگویی اختصاصی با لو مارینوف، از پیشکسوتان مشاورۀ فلسفی‌ در ایالات متحده، به بررسی دقیق تر مبانی این جنبش می‌ پردازند.  در بخش بعدی این پرونده، برگردان مقاله ای از لو مارینوف در مورد گفتگوی سقراطی را که با روش مشاورۀ فلسفی در ارتباط است، به ترجمۀ آزیتا رضوان و به نقل از دفتر پیشین خرمگس می خوانیم.  

معرفی دو کتاب جدید در زمینۀ فلسفه، پایان بخش این دفتر خواهد بود.


از محققان و مترجمان فلسفه و رشته های همجوار دعوت می شود که در دفتر هفتم گاهنامۀ  خرمگس با موضوع مرکزی “انقلاب و رفورم” مشارکت ورزند.  از مقاله های مستقل از این موضوع نیز استقبال می گردد.  پیشاپیش از خوانندگان برای معرفی خرمگس در رسانه ها و شبکه های اجتماعی سپاسگزاریم. 

شورای دبیران

مرداد ماه ۱۳۹۵ – جولای ۲۰۱۶

 

You may also like...