درباره خرمگس

” من خرمگسی هستم که خدا به مردم آتن ارزانی داشته و آنان هرگز خرمگس دیگری نخواهند داشت اگر مرا بکشند.  ای اهالی آتن!  برخلاف آن چه ممکن است گمان ببرید، من نه به سود خود بلکه برای خیر شما سخن خواهم گفت تا مبادا دربرابر خدا گناه ورزیده و مرا که هدیهء او هستم محکوم سازید.  زیرا اگر مرا بکشید، به آسانی جانشینی برای من نخواهید یافت.  منی که به بیانی روشن تر، گونه ای خرمگسم و از سوی خدا به این دولتشهر ارزانی شده ام.  و این دولتشهر، اسب تنومند و اصیلی است که به دلیل سنگینی، چالاکی حرکت های خود را از دست داده و نیازمند بازگشت به جریان زندگی است.  من آن خرمگسی هستم که خدا وبال این دولتشهر کرده و تمام روز و همه جا شما را نیش زده، برمی انگیزانم، متقاعد و سرزنش می کنم.  دیگر به آسانی کسی چون مرا نخواهید یافت و از این رو به شما اندرز می دهم که از گرفتن جان من درگذرید.”

 

رشد اندیشۀ فلسفی، ستون اصلی‌ تکامل فرهنگی و علمی‌ در یک جامعه است.  بدون وجود و تکامل اندیشۀ فلسفی، بالندگی فرهنگی و علمی‌ ممکن نیست و بدون بالندگی فرهنگی و علمی، پیشرفت اقتصادی و خوشبختی انسان ها پرسش برانگیز است. اما چگونه است که از پیشرفت و ترقی علمی‌ سخن می‌ گوییم، ولی در فلسفه،  فلسفۀ کهن یونانی همچنان از اکنونیت برخوردار است؟ آیا فلسفه که خود به پیشرفت علم و فرهنگ کمک می‌ کند، فاقد پیشرفت است؟ چگونه چنین چیزی ممکن است؟ در علم، تئوری های کهن جای خود را به تئوری های جدید می‌ دهند و در دانشگاه ها و مدارس تدریس نمی شوند. اما در فلسفه همچنان، تدریس و فهم فلسفۀ کهن یونانی و دیگر فیلسوفان زمان های گذشته اساس و پایۀ مطالعه و پژوهش فلسفی است. ویتگن اشتاین نیز خود را با این پرسش مشغول کرد، که فلسفه چگونه نظم و سیستمی‌ عجیبی است که در آن پیشرفتی وجود ندارد؟

اگر چنین است پس چرا به خواندن سقراط، افلاطون و ارسطو بسنده نمی کنیم و خود می‌ اندیشیم و مقاله و کتاب می‌ نویسیم؟ اگر پیشرفتی در فلسفه وجود ندارد، چگونه ممکن است که این فیلسوفان  تمام آن چه را که فلسفه نیاز دارد، طرح کرده باشند ؟ در پاسخ می‌ توان گفت که کلی نگری فیلسوف به او اجازه نمی دهد همچون ارشمیدس فریاد هویرکا ( یافتم!) سربدهد.  از این رو فیلسوف، متواضع و فروتن است. فیلسوفی وجود ندارد که مدعی باشد به حقیقتی بهتر از ارسطو دست یافته یا به طبیعت انسانی پی برده است. اما از سوی دیگر، چگونه می‌ توان بدون پیشرفت به دنبال ایده های جدید در فلسفه بود؟ در پاسخ به این پرسش نیز می‌ توان گفت که کلیت نگاه فلسفی‌ به این مفهوم است که دریچه های مختلفی در یافتن پاسخ گشوده می شوند، بدون آن که دریچه های موجود، ارزش خود را از دست بدهند. اندیشۀ فلسفی‌ به مفهوم یافتن دریچه های نو و یا گسترش دریچه های موجود است که نور تازه یا قویتری بر پرسش های موجود بیافکند. اندیشۀ  فلسفی در اصل  خود، از نوع خردی است که سقراط مروج آن بوده است.

ایدۀ پیدایش این گاهنامه نیز در این راستا بوده و از این رو بنا به سنت سقراطی، “خرمگس” نام گرفته است. هر شماره، پرونده ای خواهد بود گشوده به موضوعی واحد و جستارها از زاویه های گوناگون، آن موضوع را مورد بررسی قرار می دهند. در هر شماره، موضوع پروندۀ آینده اعلام می گردد.

***

هدف گاهنامۀ فلسفی خرمگس، با رویکرد سنجشگر سقراطی و منش چندصدایی، عبارت است از: پرداختن به اساسی ترین مباحث فلسفۀ جهانی از ابتدا تا تازه ترین های قرن حاضر، ارائۀ متون پایه ای فلسفۀ جهانی به زبان فارسی، فراهم آوردن امکان مطالعۀ فلسفه برای همگان، برگزاری نشست های فلسفه برای مردم به زبان فارسی درشهرهای گوناگون و ایجاد کانونی در فضای مجازی برای پرسش و پاسخ های فلسفی.

 دورنمای گاهنامۀ فلسفی خرمگس عبارت است از: زمینه سازی برای تبادل خلاق اندیشه میان متفکران و فیلسوفان معاصر ایرانی از هر نحلۀ فکری و در نتیجه، کمک به برقراری خرد جمعی میان ایرانیان در قلمرو پرسش های فلسفی و اجتماعی.