سلسله بحث های نظری پیرامون گذار به دمکراسی

ن. نوری زاده

paradis

Nourizadeh.n@gmail.com

 

 

 

 

کودتای دموکراتیک

موضوع این نوشتار ویژگی ها و پیامدهای احتمالی یک پدیده در جوامع استبداد زده می باشد که تا کنون یا توجهی به آن نشده و یا همواره با نگاهی منفی به آن نگریسته شده است. موضوع کودتای دموکراتیک تا کنون در محافل آکادمیک میان پژوهشگران و محققین علوم سیاسی و اجتماعی همواره تحت یک چارچوب ثابت و بصورت اقدامی ضد دموکراتیک علیه منافع مردم و حتی مخالف با حقوق بشر مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است و وقوع آنرا در هر جامعه ای بویژه جوامعی که به نحوی از انحاء در حال گذار به دمکراسی می باشند زیان آور می دانند. ساموئل هانتینگتون (Samuel Huntington)، پژوهشگر و محقق علوم سیاسی در کتاب “نظم سیاسی در جوامع در حال تغییر” کودتا را به سه نوع شناخته شده  تعریف کرده است: (۱)

الف: کودتای مُتوَلی و یا کارگزار (the guardian coup) این نوع کودتا زمانی اتفاق می افتد که یک گروه نخبۀ نظامی قدرت سیاسی را با زور از نخبۀ سیاسی دیگر تصاحب می کند. یک ژنرال ارتش بمثابه یک نخبه نظامی یک رئیس جمهور و یا رهبر سیاسی بلامنازعه را به بهانه ” محافظت از منافع ملت” برکنار می سازد. برای مثال در ژوئیه ۲۰۱۳ عبدالفتاح السیسی (Abdel Fattah el-Sisi) در یک کودتا در مصر، محمد مرسی (Mohamed Morsi) رئیس جمهور منتخب این کشور را به همین منظور بر کنار ساخت.

ب: کودتای بازدارنده و یا وتو (the veto coup )  معمولاً زمانی اتفاق می افتد که ارتش و یا نیروهای مسلح برای محافظت از وضعیت موجود (status quo) دست به کودتا می زند. به عنوان مثال، آلبرتو فوجیموری (Alberto Fujimori) در سال ۱۹۹۰ به ریاست ‌جمهوری رسید و در سال ۱۹۹۲، به دلیل مخالفت پارلمان با برنامه‌های او، با یک کودتا، پارلمان را منحل و انتخابات زودهنگام برگزار کرد. همچنین کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ توسط جناحی از ارتش ترکیه در جهت تلاش برای جلوگیری از مخالفت رجب طیب اردوغان رئیس جمهور این کشور با سکولاریسم را می تواند کودتایی از نوع کودتای بازدارنده و یا وتو تلقی کرد.

کودتای خط شکن (the breakthrough coup): کودتائی است که یک گروه نظامی (بخشی از ارتش و یا نیروهای مسلح) همراه با غیر نظامیان، سازمان ها و یا نهادهای سیاسی اجتماعی مردم نهاد برای تغییر ساختار یک رژیم اقتدارگر و تمامیت خواه اقدام می کنند. به سخنی دیگر از دیدگاه هانتینگتون یک کودتا در صورتی موفق خواهد شد که مورد پشتیبانی توده مردم و بخش قابل توجهی از فعالان سیاسی واقع گردد.

نگارندۀ از این روزن مایل است نوع اخیر کودتا را “کودتای دموکراتیک” بنامد، با توجه به اینکه انواع کودتاها از جمله کودتای دموکراتیک را اصولا دارای ویژیگی های ضد دموکراتیک می داند اما با این وجود بر این باور است که با تجربیات موجود اگر شرایط وقوع یک کودتای دموکراتیک محقق گردد مسیر گذار به دمکراسی در جوامع استبداد زده تسهیل پیدا خواهد شد.

بدیهی است که در نظر اول کودتای نظامی دموکراتیک عبارتی ممتنع و واحدی غیر قابل جمع می باشد. اما ممکن است که با بیان ویژگی های هشتگانه کودتای دموکراتیک درک “اجتماع ضدین” آن آسان شود.

کودتای نظامی دموکراتیک دارای هشت ویژگی به شرح زیر می باشد.

  • کودتای نظامی دموکراتیک می بایست علیه یک رژیم توتالیتر، تمامیت خواه و دیکتاتور انجام گیرد
  • کودتای نظامی دموکراتیک بوسیله بخشی از ارتش و یا نیروهای مسلح یک کشور و در جهت خواست و ارادۀ توده مردم انجام میگیرد.
  • کودتای نظامی دموکراتیک علیه رهبری رژیمی است که نه تنها حاضر نیست از قدرت کناره گیری کند بلکه برای تحکیم هر چه بیشتر قدرت سیاسی خود دست به سرکوب مردم می زند.
  • کودتای نظامی دموکراتیک در شرایطی بوقوع خواهد پذیرفت که مورد استقبال و پذیرش اکثریت جامعه قرار گیرد.
  • کودتای نظامی دموکراتیک نه برای اصلاح رژیم اقتدارگر و تمامیت خواه بلکه برای انهدام ساختار آن اِعمال می شود.
  • کودتای نظامی دموکراتیک مستقل و بدون کمک و یا نیاز نیروهای خارجی صورت می پذیرد.
  • کودتای نظامی دموکراتیک در یک مدت زمان محدود (حداکثر یک سال) زمام امور را در دست دارد تا بتواند در خلال این مدت مقدمات برگزاری انتخابات آزاد، عادلانه و رقابتی را مهیا سازد.
  • کودتای نظامی دموکراتیک با انتقال قدرت سیاسی به رهبران منتخب مردم پایان می یابد.

بنابراین با ملاحظه ویژگی های کودتای نظامی دموکراتیک درمی یابیم که این نوع کودتا یک استثناء است و به صورت یک قاعدۀ کلی عمل نمیکند و برخلاف گفته ادوارد لوتواک (Edward Luttwak) استراتژیست و تاریخ نگار امور نظامی مبنی بر اینکه “کودتا تلاش بخش کوچکی از نظامیان برای دستیابی به قدرت با حفظ ساختار آن است” (۳) می باشد.

قبل از پایان جنگ سرد اکثر کودتاهای نظامی ضد دموکراتیک بودند و علیه رژیم های دموکراتیک و نیمه دموکراتیک همراه با دخالت مستقیم کشورهای خارجی و در جهت تامین منافع آنان بوقوع می پیوست. برای مثال می توان از کودتای ننگین ۱۹ آگوست ۱۹۵۳ در ایران علیه دولت دموکراتیک دکتر مصدق و یا کودتای نظامی ۱۹۷۳ پینوشه علیه دولت سوسیال دموکرات آلنده نام برد. اما بنابر مطالعه ای که پژوهشگران و محققین علوم سیاسی بعمل آورده اند بعد از پایان جنگ سرد (۱۹۹۱) هفتاد درصد کودتاهائی که در طی پنج سال اول آن انجام شد، کودتاهائی بودند که برگزاری انتخابات دموکراتیک را در جهت واگذاری قدرت سیاسی به رهبران منتخب غیر نظامی در سرلوحه برنامۀ خود قرار دادند. (۴) همچنین این پژوهشگران خاطر نشان کرده اند که کودتاهای نظامی نسل جدید نسبت به کودتاهای سنتی اسلاف تاریخی خود کمتر تهدید آمیز و بیشتر در مسیر گذار به دمکراسی قرار دارند.

حال اگر میان کودتاهای کلاسیک و کودتای دموکراتیک یک مقایسه اجمالی بعمل آوریم مشاهده می کنیم که کودتای دموکراتیک در شرایط ویژه ای علیه نظام های اقتدارگرا صورت می پذیرد و اگر چنین شرایطی آماده نباشد هر چند هم که رهبران کودتا دموکرات باشند راه به جائی نخواهد برد. برای مثال بعد از به قدرت رسیدن تمام و کمال خمینی رهبر انقلاب ایران، کودتای نوژه توسط بخشی از ارتش این کشور در سال ۱۹۸۰ طرح ریزی و اجرا گردید. این کودتا علیرغم وطن پرستی رهبر سیاسی آن شاهپور بختیار و افسران نظامیش از جمله کودتاهای غیر دموکراتیک و کلاسیک بود که در زمان و مکان نامناسب بوقوع پیوست و در نتیجه در همان گام نخست با شکست روبرو شد. این کودتا با یک خطای فاحش محاسباتی در شرایطی انجام گرفت که نه تنها چهره نظام نوین جمهوری اسلامی بمثابه یک رژیم توتالیتر مذهبی و ارتجاعی هویدا نشده بود بلکه این نظام از حمایت و پشتیبانی توده مردم نیز برخوردار بود. ناگفته نماند که در آنزمان ایران در بحبوحه جنگ خانمانسوزی که صدام آغازکننده آن بود قرار داشت رهبر سیاسی کودتا در این شرایط بغرنج که دشمن در خاک ایران نفوذ کرده بود، جهت دریافت کمک مالی به عراق سفر کرده بود. به سخنی دیگر کودتای نوژه از هیچ یک از شرایط هشتگانه یک کودتای دموکراتیک برخوردار نبود.  بدیهی است شرایط امروز ایران با چهل سال گذشته بسیار متفاوت می باشد و کما بیش شرایط هشتگانه کودتای دموکراتیک در این کشور آماده و مهیا است و احتمالا وقوع آن شرایط گذار به دمکراسی را در ایران تسهیل خواهد کرد. البته نگارنده هیچگاه کودتا را حتی از نوع دموکراتیک آنرا به سایر روشهای دموکراتیک غیر خشونت آمیز جهت تغییر رژیم ترجیح نمیدهد اما واقعیت اینست که در شرایط کنونی که کلیه روشهای مسالمت آمیز مردم برای دستیابی به آزادی، عدالت اجتماعی، برابری و رفاه ناکام مانده است و خیزشهای مسالمت آمیز آنان همواره بطور وحشیانه سرکوب می شود، شایسته است که کودتای نظامی دموکراتیک بمثابه یکی از گزینه ها و نه تنها گزینه جهت تغییر رژیم و هموار نمودن مسیر “گذار به دمکراسی” مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد. برای مثال در سال ۱۹۷۴ رژیم توتالیتر و دیکتاتور آنتونیو دو الیویرا سالازار (António de Oliveira Salazar)  که بمدت ۳۶ سال حاکمیت استبدادی خود در پرتغال توان سازماندهی مردم را از میان برده بود و ناامیدی و استیصال را در جامعه پرتغال حاکم گردانده بود، افسران شورشی جوان در یک کودتای دموکراتیک بدون خونریزی که از ناحیه مردم پشتیبانی و حمایت می شد به حکومت سالاز پایان دادند. مردم پرتغال برای حمایت و تشویق ارتش ملی با در دست داشتن شاخه های گل میخک در خیابانهای لیسبون سرازیر شدند و در تجمع دویست هزار نفری خود در استادیوم فوتبال این شهر پرچمی را با عنوان ” سپاس از نیروهای مسلح” به اهتزاز در آوردند (۵) و کودتای دموکراتیک ارتش را به انقلاب میخک (The Carnation Revolution) تبدیل کردند.

بدیهی است کودتای دموکراتیک آخرین روش “غیر دموکراتیک” علیه نظام های توتالیتر و تمامیت خواه می باشد که رهبران آن تحت هیچ شرایطی نه تنها تمایل به تسلیم شدن در مقابل خواست مردم را ندارند بلکه خواست همگانی آنان را که در یک جنبش اجتماعی مسالمت آمیز ابراز می گردد، با شدیدترین وجه به خاک و خون می کشند. (۶)

در تعریف جنبش مدنی آمده است که توده مردم از هر طبقه، صنف و گروهی در یک هدف مشترک بطور مسالمت آمیز و در یک مکان نمادین  گردهم می آیند تا اعتراض خود را نسبت به روش اداره کشور نشان دهند. برای مثال گردهمائی مردم چین در سال ۱۹۸۹ در میدان تیان آنمن پکن و یا تجمع مردم مصر در سال ۲۰۱۱ در میدان التحریر و یا راهپیمائی ایرانیان و تجمع آنان در میدان آزادی این کشور در سال ۲۰۰۹ نمونه های بارز یک جنبش مدنی مسالمت آمیز می باشند. بدون تردید جنبش خود جوش مردم که با یک اراده آهنین و هدف مشترک برای اعتراض به وضعیت موجود به میدان می آیند فاقد سازماندهی است که به سهولت با حمله و هجوم نیروهای حرفه ای و آموزش دیده امنیتی و پلیس “ضد شورش” دچار تشدد و از هم گسیختگی می گردد. در این شرایط است که ارتش ملی و یا نیروهای مسلح مانند سپاه پاسداران که ساختار بدنه آنها برخلاف نیروهای مسلح کشورهای غربی که متشکل از افراد حرفه ای حقوق بگیر و ثابت می باشند، از نیروهای وظیفه اجباری که دارای هویت مردمی اند، تشکیل شده است، می تواند در این امر کارساز باشد. زیرا در یک کودتای دموکراتیک این نیروها پتانسیل آن را دارند که به آسانی به صفوف مردم بپیوندند و در مقابل نیروهای امنیتی و پلیس  بایستند و از جنبش حمایت کنند. برای مثال در یک نظر سنجیِ روزنامه حریت (Hurriyet) در سپتامبر سال ۲۰۰۵ نشان داده شده است که:  “خدمت نظام وظیفه برای مردان در این کشور اجباری است و به همین علت همواره یک رابطه همزیستی میان مردم و نیروهای مسلح وجود دارد  (۷) و به همین علت است که باور “ملت نظامی” (army nation) و یا همان عسگر ملت ((asker millet) در میان مردم ترکیه رواج دارد و در بسیاری مواقع و در شرایط ویژه، دخالت ارتش منافع مردم را تامین کرده است.(۸) در نتیجه بی دلیل نیست که امروزه بسیاری از تئوریسین های نظامی ایالات متحده آمریکا به حفظ ارتش که متشکل از سربازان حرفه ای است بسیار بدبین می باشند.(۹) زیرا آنها بر این باورند که سربازان حرفه ای بمثابه انسانهایی با رفتارهای رباتیک و ماشینی می باشند که “خالی از احساس ، غیرت و هویت فردی اند و فقط از دستورات مقامات بالاتر نظامی خود طوطی وار اطاعت می کنند و نسبت به سرنوشت مردم بی اعتنا اند.” (۱۰) در این مورد خوان خوزه لینز (Juan José Linz) و آلفرد استفان (Alfred Stepan) محققین علوم سیاسی و استاد دانشگاه ییل (Yale) خاطرنشان کرده اند که: “نیرومندترین ابزار دموکراتیک در نیروهای مسلح غیرت و هویت شخصی آنها است و… ارتشی که از نیروهای غیرتمند با هویت مردمی برخوردار می باشند در هنگام وقوع کودتای دموکراتیک در چشم بهمزدنی از مردم در مقابل نیروهای سرکوب امنیتی و پلیس ضد شورش دفاع می کند.” (۱۱)  در جنبش مردم مصر در اوائل سال ۲۰۱۱ مردم که در مقابل نیروهای امنیتی و پلیس ضد شورش دولتی قرار گرفته بودند با شعار” مردم و ارتش یکی هستند” رهبران جنبش از جمله محمد البرادعی (Mohamed ElBaradei) رئیس سابق آژانس بین المللی انرژی هسته ای را وادار ساختند تا از ارتش بخواهد که در دفاع از جنبش مردم وارد عمل شود. او در صفحه توئیتر خود نوشت که: “من از ارتش می خواهم برای نجات مصر بلافاصله وارد عمل شود” (۱۲)

بنا بر تعریف ساموئل هانینتگتون نظام موقتی که بوسیله کودتای نظامی دموکراتیک جایگزین رژیم اقتدارگرا و تمامیت خواه می گردد، می تواند به تعبیری با اصول و مبانی دمکراسی مطابقت داشته باشد. زیرا کودتای نظامی دموکراتیک ضمن اینکه یک رژیم دیکتاتوری و تمامیت خواه را از میان برده است، میتواند و باید شرایط برگزاری یک انتخابات آزاد، عادلانه و رقابتی را فراهم سازد و در مدت زمان کوتاه قدرت سیاسی را به رهبران منتخب مردم واگذار نماید.

منابع:

۱- Political Order in Changing Societies’ Samuel P. Huntington Foreword by Francis Fukuyama, Yale University (1996)

۲- Linz & Stepan, supra note 20, at 120; see also Giuseppe Di Palma, To Craft Democracies: An R Essay on Democratic Transition 85 (1990)

۳- Strategy: The Logic of War and Peace, Revised and Enlarged Edition

۴- This does not mean, however, that seventy-four percent of all coups in the post-Cold War era conform to the democratic coup framework in this article. For example, if the coup was staged against a democratically elected government (as opposed to a totalitarian or an authoritarian government), that coup would fall outside this article’s democratic coup framework, whether or not democratic elections followed the coup. See infra Part I (analyzing the typical characteristics of a democratic coup).

۵- Portugal: Cheers, Carnations, and Problems, Time, May 13, 1974, available at http://www.time.com/ time/magazine/article/0,9171,908577-1,00.html.

۶- The popular opposition, however, need not take the form of a popular uprising. For example, in the case of Portugal, there was no massive popular uprising against the regime, primarily due to the oppressive practices of the secret police that crushed any opposition before it blossomed. The popular uprising came after the coup, when thousands poured into the streets of Portugal to lend their support to the military officers who perpetrated the coup. I discuss the Portugal coup infra in Part III.B

۷- Ersel Aydinli et al., The Turkish Military’s March Toward Europe, 85 Foreign Aff. 77, 78 (2006).

۸- See Juan J. Linz & Alfred Stepan, Problems of Democratic Transition And Consolida tion 67 (1996)

۹- See Deborah N. Pearlstein, The Soldier, the State, and the Separation of Powers, 90 Tex L. Rev. 797, 842 (2012)

۱۰-  Id.

۱۱- Democratic coups also tend to pit the uncorrupt military against the corrupt state police. In a democratic coup, the military represents the people, and the state police represent the corrupt and auto cratic regime. For example, during the 2011 Egyptian coup, the much-despised black-clad Egyptian riot police brutally opened fire on the protestors to end the protests against the regime, whereas the military refused to fire on the protestors, instead shielding them from the riot police, and eventually staged a coup d’´etat to overthrow the Mubarak government. See David D. Kirkpatrick, Mubarak’s Grip on Power is Shaken, N.Y. Times, Jan. 31, 2011,

۱۲- Anthony Shadid & David D. Kirkpatrick, Mubarak Refuses to Step Down, Stoking Revolt’s Fury and Resolve, N.Y. Times, Feb. 10, 2011, http://www.nytimes.com/2011/02/11/world/middleeast/11egypt. html.

 

 

 

 

You may also like...