ماجرای نوول گونتر گراس : » گربه و موش «

محمد ربوبی

 

برگرفته از :  Literaturzensur in Deutschland, Reclam Verlag ,Stuttgart ,1988              Jahresrückblick - Grass präsentiert sein Buch

 

   نوول گونتر گراس با عنوان »  گربه و موش « در سال ۱۹۶۱ نوشته شد . در ژوئن ۱۹۶۲ یک روزنامه نگار محافظه کار راست گرا، به این بهانه که نوول غیراخلاقی و برای جوانان زیان آور است، علیه پخش این نوول  به دادگاه شکایت برد. پیش از شکایت او نیز، تبلیغات وسیعی در مطبوعات از سوی راست گرایان علیه رمان او :  » طبل حلبی «  که در سال ۱۹۵۹ منتشر شد و شخص گونتر گراس به راه افتاده بود. در دسامبر ۱۹۶۲ وزیر کار و امور اجتماعی و بهداشت ایالت هسن از » مرکز کشوری کنترل نوشتارهای زیان آور برای جوانان «  درخواست کرد این نوول در فهرست چنین آثاری قرار گیرد. اما ناشر، به استناد » آزادی بی حد و حصر هنر« که در قانون اساسی آلمان تثبیت و تضمین شده، این درخواست را بی مورد دانست. پروفسور مارتینی ( استاد ادبیات ) و چند نویسنده­ی دیگر از جمله دکتر انسنزبرگر ـ  به عنوان کارشناسان رسمی آثار هنری ـ  در ارزیابی های کتبی این اتهامات را رد کردند. سرانجام در ژانویه ۱۹۶۳ وزارت ایالت هسن طی نامه ای، ضمن  پوزش مؤکد،  شکایت مقام اداری را پس گرفت . با این وجود به مناسبت اعطای جایزه ادبی « بوشنر« به نویسنده این نوول، بار دیگر جنجالی در باره­ی این نوول و شخص گونتر گراس درگرفت. در فاصله سال های ۱۹۶۲ تا  ۱۹۷۴ گروه­های مختلف محافظه کار، از جمله         » اتحادیه­ی سربازان آلمانی در ایالت هسن «  پیوسته تلاش کردند ابتدا از نمایش فیلمی که بر مبنای این نوول ساخته شده بود در سینماها و سپس در اوت ۱۹۶۷ از نمایش این فیلم در تلویزیون جلوگیری کنند، اما موفق نشدند.

 

متن درخواست وزارت خانه

 

وزیر کار و امور اجتماعی و بهداست ایالت هسن

ویسبادن ۱۹۶۲/ ۹/ ۲۸

به مرکز کشوری نوشتارهای زیان آور برای جوانان

موضوع :   درخواست گنجانیدن اثر گوتر گراس در فهرست آثار زیان آور برای جوانان  

 

بدینوسیله درخواست می­شود نوول » گربه و موش «  انتشارات لوشترهاند، در فهرست نوشتارهای زیان آور برای جوانان گنجانده شود. نسخه ای از کتاب و بیست و پنج فتوکوپی از این درخواست پیوست ارسال می­شود.

 

استدلال:

 

   نوشتار در موارد متعدد حاوی صحنه­های بی شرمانه است که از جنبه­ی اخلاقی برای کودکان و نوجوانان خطرناک است. به صفحات .. …( ۱۶مورد ذکر شده ـ مترجم ) رجوع شود.

   موارد اعتراض و شکایت این وزارتخانه، توصیف­های مؤکد جزئیات صحنه­هایی است که بدون مفهوم و معنای مشخص در درون  داستان پراکنده شده­اند. از شیوه­ی این توصیف­ها چنین استنتاج می شود که نویسنده فقط به منظور تحریک به بی شرمی جوانان آنها را در متن گنجانده است. این امر بر فانتزی خواننده­ی جوان تاثیر منفی می­گذارد و او را به اعمال جنسی تحریک کرده و به امر تربیت آسیب می­رساند.

   محتوای داستان، زندگی و مشغله­های دانش آموزان دبیرستانی در جنگ جهانی دوم در شهر دانتزیک است. در مرکز داستان قهرمانی است یا بهتر گفته شود، جوانی است که رفقایش او را       » مالکه­ی بزرگ«  نامیده اند، چون سیب آدم بیش از اندازه بزرگ او شاخص بلوغ پیش رس رجولیت اوست… انگیزه­ی فعالیت جوانان و تلاش آنها به منظور نیل به جاه و مقام و…. است تا   به دریافت مدال جنگی نایل شوند. توصیف همه­ی این جزئیات در چارچوب رویدادهای کم و بیش پیش پا افتاده و بی اهمیت نوشته شده که سبک نگارش و محتوای آن کشش ادبی خاصی ندارد.   اگر چه نمی شود منکر استعداد و شیوه­ی نگارش ویژه­­ی نویسنده شد، اما کتاب او از هیج منظری نمی­تواند        » در خدمت به هنر » مطابق با ماده­ی اول بند دوم  مقررات محافظت جوانان ارزیابی شود.

این کتاب نیز مانند سایر کتاب ها در دسترس جوانان قرار گرفته . افزون براین، چون در باره­ی        » سرگذشت جوانان« است، بیم آن  می رود که  به خصوص بین جوانان اشاعه­ی وسیع تری یابد.

                                                                                    از سوی وزارت خانه  دکتر انگلرت

 

ارزیابی انسنزبرگر :

 

دکتر هانس ماگنوس انسنزبرگر

نروژ، اکنون در رم،

هفدهم نوامبر ۱۹۶۲

 موضوع : اظهار نظر و ارزیابی کارشناسی

در باره­ی نوول » گربه و موش « اثر گونتر گراس

عطف به درخواست وزیر کار استان هسن ،  مورخ ۱۹۶۲/ ۹/ ۲۸

 

گنجاندن این اثر در فهرست نوشتارهای زیان آور برای جوانان

 

(۱)

   آنچه کارمند وزارت خانه، دکتر انگلرت، به عنوان دلایل این درخواست ذکرکرده، یک ردیف ادعاهای بی پشتوانه است . نگارنده­ی این درخواست حتی در یک مورد هم به خود زحمت نداده مفروضاتش را اثبات کند. ادعاهای نگارنده این درخواست  به ویژه در موارد زیر باطل اند:

   الف ) نکات مورد اعتراض و شکایت ایشان این است که »  بدون معنی و مفهوم مشخص در متن داستان پراکنده شده اند« . تنها همین واژه­ی » در متن پراکنده شدن  « دال بر عدم صلاحیت این کارشناس است. برای هر انسان متفکر باید واضح باشد که اثر ادبی با پراکندن، یعنی سرهم بندی کردن تصادفی جملات، پدید نمی­آید. آثار ادبی نگاشته می­شوئد: یعنی  هوشمندانه تنظیم می­شوند. نه تنها نقد ادبی بلکه جامعه­ی ادبی در داخل و خارج آلمان براین امر توافق دارند که نوول مورد بحث با دقت و انسجام فوق العاده­ای تنظیم شده است. این امر که آقای دکتر انگلرت در ساختار این اثر مفهوم و معنایی نمی یابد جای تاسف است. این بی کفایتی  منحصر به شخص خود اوست.

طبق داوری قضایی، اصطلاح خواننده­ی عادی و بی غرض مشمول خواننده ای نمی­شود که سطح فکرش پایین تر از حد خواننده­ی عادی است اما مغرض . از اینرو نباید او را به عنوان کارشناس آثار ادبی تلقی کرد .

   ب )  فرا رفتن از حد توان فکری و صلاحیت حقوقی دکتر اگلرت به ویژه  با این ادعای او  که       » توصیف های گونتر گراس از نطر سبک و محتوا کشش ادبی خاصی ندارند« آشکار می­شود. به طور یقین داوری ادبی ایشان که با  سبک سری حیرت انگیزی ابراز شده، کشش ادبی خاصی ندارد. ایشان، همانطور که متن درخواست نشان می دهد ـ  به قواعد نشانه و نقطه گذاری نوشته­ی آلمانی تسلط  ندارد و مجاز نیست در مقام اداری به مسایل مربوط به سبک ادبی بپردازد. نقد اثری که کشش ادبی خاصی دارد یا ندارد، فقط و فقط از سوی اهل نقد آثار ادبی که از ارائه دلایل کافی فرو گذار نیستند انجام می گیرد. …

(۲)

   در کنار این ادعاهای باطل،  درخواست او حاوی شماری مطالب بی مورد و نیز بهتان است.

   الف ) بی مورد است داستان نویس را به خاطر » توصیف جزئیات «  سرزنش کرد. سراسر ادبیات داستانی / روایی  جهان توصیف جزئیات است. بنا براین تخطئه­ی نویسنده­ی ­ اثر، به دلیل این که کلمات قصار و هجویات ننوشته مضحک است. افزون براین، این ادعا که نقل قول­ها در این کتاب، مطالبی است که با جزئیات زیادی مؤکدا توصیف شده ، بی مورد است . خواندن هر صفحه­ی این اثر ادبی به طور واضح نشان می­دهد که گراس امور جنسی را نه بیشتر و نه کمتر از سایر رویدادها توصیف کرده است. بنابراین، به کار بردن واژه­ی » موکدا« به منطور این است که خلاف آن نشان داده شود. این اظهار نظر بهتان است.

   ب )  بهتان دیگر،  این » استنتاج «  آقای وزیر است که مطالب مورد شکایت ایشان » صرفا به منطور تحریک به بی شرمی در متن گنجانده شده اند« . سخن بر سر هیچ استنتاجی نیست. بلکه     بد گمانی آقای وریر ا ست که فراسوی هر منطق است. واضح است که دکتر انگلرت  معنی استنتاج را نمی فهمد .  

  ج ) این یاوه گویی کارشناس وزارتخانه  بی مورد است که می گوید: » رویدادها  کم و بیش پیش پا افتاده و بی اهمیت است.«  این نکته که نویسنده ای ترجیح می­دهد در باره رویدادهای پیش پا افتاده و کم اهمیت یا رویدادهای پر اهمیت  بنویسد به وزیر کار مر بوط نیست.

   د ) این اشاره­ی او که رویدادها » مطلقا تاثیر منفی دارند « نیز بی مورد و از نطر کیفیت زبان مشکوک است. ایا منظور وزیر کار این است که بایستی  رویدادهای جهان را به مثبت و منفی تقسیم کرد و فهرستی در این مورد تهیه دید تا در آینده هر نویسنده­ بداند چگونه باید بنویسد؟ تا موقعی که چنین فهرستی وجود ندارد و قانون آن را تصویب نکرده، نظری که دکتر انگلرت به دادگاه ارائه داده زاید و بیهوده است.

(۳)

  شیوه­ی استدلال در خواست کننده که از مجموع یک اثر تکه­هایی استخراج کرده و جدا از کلیت اثر آنها را مورد اعتراض و شکایت قرارداده، نشان بی ذوقی و بی فرهنگی بی مانندی است. این شیوه­ی استدلال، آرای دادگاه­ها و تفسیرهای آنها در پانزده سال اخیر را به کلی به هیچ می­گیرد. این شیوه در مورد آثار ادبی از نظر قانونی  بی رویه و غیر مجاز است.

(۴)

   وزیر کار ایالت هسن،  به این مسئله که آیا طبق ماده سوم بند پنجم فانون اساسی،  این اثر یک اثر ادبی است یا نه،  توجهی نکرده و از کنارش گذشته. دکتر انگلرت ناخواسته و مضحک به استعداد و شیوه­ی نگارش ویژه­ی گونتر گراس اعتراف می­کند،  اما در ضمن ادعا می­کند »  کتاب او از هیچ منظری نمی تواند در خدمت به هنر ارزیابی  شود».  دکتر انگلرت با این طرز فکرش به عنوان کارمند اداره­ای که موظف به مراقبت از جوانان است ـ و جای تعجب هم ندارد ـ باز با ادعای سخیفی دست به کار شده است.

( ۵)

   و سرانجام این نکته که » استدلال «  درخواست کننده نشان می­دهد او نمی­خواهد و یا نمی تواند بین یک  « ماهنامه­ی ورزشی جوانان «  با  یک اثر مدرن ادبی جهانی تفاوت کیفی قایل شود.

(۶)

   انگیزه­ی درخواست کننده، خواه بی کفایتی و خواه بد خواهی او باشد،  در هرحال خلاف اراده­ی اعلام شده تصویب کنندگان قانون اساسی است. افزون براین، این درخواست نه تنها خلاف خواست دنیای ادبیات بلکه خلاف مبانی ابتدایی جامعه دمکراتیک است . علایق جوانان با  قرطاس بازی متکبرانه­ی یک کارمند اداری که خودش را منتقد ادبی فلمداد می کند محافطت نتواند شد. زیان بخش برای جوانان،  نوول گربه و موش گونتر گراس نیست،  بلکه درخواست وزیر کار ایالت هسن  به نمایندگی آقای دکتر انگلرت است.

                                                                                       

 دکتر هانس ماگنوس انسنز برگر

You may also like...