معرفی کتاب عقل پیامبر راستین

نوشته  غلامعلی ملول

Book_Malool

 

پور محسن تاجدین

 

به تازگی کتابی در لندن منتشر گردیده که من به دو دلیل مایل به معرفی آن در اینجا هستم .

اول به دلیل درون مایه خواندنی و ارزشمند آن و دوم چون نویسنده آن دوست قدیمی من است.

نام کتاب ” عقل پیامبر راستین ” است که خود نشان دهندۀ محتوای چالش برانگیز آن است و نویسنده آن آقای غلامعلی ملول ، یار درسی و هم پای ورزشی من در دوران دبیرستان و فارغ‌التحصیل دانشکده فنی دانشگاه تهران است .

وی که به دلیل تخصصش در زندگی حرفه‌ای بیشتر با اعداد و ارقام و فرمول های خشک و محاسبات ریاضی سر و کار داشته ، در این کتاب دیدگاههای خود را در باره فلسفۀ شناخت و در زمینه فلسفۀ سیاسی با چنان بیانی شیوا و نثری زیبا با خواننده در میان میگذاردکه علیرغم پیچیدگی مطالب مورد بحث ، خواننده او را تا پایان کتاب با اشتیاق همراهی میکند.

در بخش مربوط به فلسفۀ شناخت ملول نخست به شرح ارکان اساسی شناخت میپردازد . به عقیده او منِ خود آگاه ، اولین تجربه های حسی ، فرهنگ بشری و بالاخره قوانینِ طبیعی حاکم بر مغز ، بنیاد و شالوده‌های شکل گیری شناخت میباشند .

او در این بخش به شکلی گسترده به کنکاش این چهار مورد میپردازد. او معتقد است که مفاهیم و محفوظات  با چیدمان منظم و مرتب تحت تأثیر منطق “من” خود آگاه و متأثر از مکانیزم و قوانینِ حاکم بر مغز ، ثبت و ضبط میگردند .

او توضیح میدهد که معرفت انسان از ارتباط ساختاری مفاهیم و محفوظات ذهنی هر شخص از یک سو و از سوی دیگر در فرایند یک داد و ستد با فرهنگ بشری ، که این خود زاده شناخت بشری است ، شکل میگیرد .

بیان او اینگونه است که انسان هرگز به عناصر و اعیان مستقیماً معرفت پیدا نمی کند بلکه از هر عینی ، الگوئی در ذهن میسازد و سر و کارش نهایتا با این الگوها است و اضافه میکند که معرفت ما از “صفات” و “شدن ها”ی اعیان به دست می‌آید نه از جوهر آنان . او “شدن” ها را هوشمند میداند و معتقد است که هیچ شدنی در جهان از روی بوالهوسی و سرگردانی شکل نمیگیرد . هر جزئی از اجزای کائنات در مقابل اجزای دیگر رفتاری ثابت و مشخص و قانونمند دارد ، بنابراین او اجزای کائنات را هوشمند میداند.

در پایان این بخش ملول میگوید ” همه ما گه گاه زمزمۀ راستینِ منطقیِ کارکرد طبیعی مغز خود را میشنویم ، اما حبّ ذات و شیفتگی و دلبستگی به مکتبی که خود ساخته و پرداخته ایم ، چنان ما را در آغوش میکشد که گوشمان به زمزمه منطق مغزمان ناشنوا میشود.

در فصل بعدی کتاب ملول به حد معرفت میپردازد و در اینجا گوشه ای نیز به قانون علیت میزند . او میگوید : آنچه را که من در باره علیت گفته ام باید این گونه تفسیر شود که من به علّیت به عنوان یک قانون باور دارم نه ایمان.

او در آخرین فصل از بخش فلسفۀ شناخت ، عرفان را در دادگاه عقل به محاکمه میکشد و راه رسیدن به شناخت را نه کوره راه تبیینِ شاعرانه جهان بلکه شاهراه عقل میداند و در این نگاه خود تا آنجا پیش میرود که میگوید     ” ابن سینا ، شیخ شهاب‌الدین سهروردی معروف به شیخ اشراق و ملاصدرا و بسیاری دیگر ، سرانجام تاب سختی گذر از تنگناهای فلسفۀ مشّاء را نیاوردند و کم و بیش به آرامکده عرفان پناهنده شدند.”.

او بدرستی آرمیدن در آرامکدۀ سلوکِ عارفانه و جهان بینی شاعرانه را بسیار آسان تر از رهروی در بیابان پر پیچ و خم و طاقت فرسای روشِ عقل میداند و از دکتر عبدالحسین زرین کوب نقل قول میآورد که میگوید               ” تصوف در واقع ملجا سرخوردگان بود ، سرخوردگان از دنیا و سرخوردگان از علم “.

ملول معرفت عرفانی را نیز با پیمانه خرد می سنجد و میکوشد عرفان خرافه گرا آلوده به کرامات و معجزات و کشفِ اسرار و رموز را ، که نه تنها قادر به تبیین جهان نمی باشد بلکه سد راه شناخت واقعی جهان است ، از عرفان سازگار با عقل و خرد جدا سازد .

او میکوشد با غربالِ عقل ، پندارهای عرفانی را غربال کند و سره از ناسره و فیروزه و مروارید را از خس و خاشاک جدا کند و چه بجا میگوید که ” آن کس که با عقل می ستیزد ، با عقلِ خود با عقل می ستیزد “.

بخش دوم کتاب، تحت عنوان فلسفه سیاسی، نقدی است بر سیاست و اقتصاد نئولیبرالیستی. در فصل اول از این بخش نویسنده دیدگاه سیاسی خود را که بر مبنای اعلامیۀ حقوق بشر استوار است توضیح میدهد و سپس به تشریح مبانی اقتصادی دیدگاه خود میپردازد.

ملول احقاق واقعی مفاد اعلامیۀ حقوق بشر را در گرو حکومت عقل بر بشر و حاکمیت عقل بر زمین میداند که در عالی ترین شکلش به عملی شدن آرمان جهان وطنی می انجامد. او اگرچه بعنوان فردی واقع بین ، به گفته خودش در عالم نظر وجود مرزها، کشورها و دولت های مستقل را ارثیه دوران جاهلیت میداند ولی با توجه به سطح شعور و فرهنگ بشر امروزی چشم پوشی از این نوع مرزبندی ها را نیز واقع بینانه نمیداند ، هر چند در نگاه وی تعلق یک انسان به جامعه انسانی والاتر از تعلق او به یک کشور و یا یک ملت خاص است.

ملول خود را نهایتا در شرایط کنونی جامعه بشری در عمل ملی گرا و در نظر پیرو مکتب جهان وطنی به عنوان یک آرمان انسانی میداند و معتقد است که  معضلات امروزی جهان مانند مشکلات ناشی از تغییرات جوی و محیط‌زیستی ، افزایش جمعیت و کنترل آن و امثالهم فقط تحت حاکمیت یک نظام جهانی قابل حل خواهند بود و نه در چهارچوب ملی و محدوده های تنگ جغرافیایی.

در حوزه اقتصاد ملول مناسبات تولیدی در اقتصاد بازار آزاد و نیز اقتصاد دولتی را مورد نقد قرار میدهد و از بی توجهی هر دو سیستم نسبت به جایگاه و نقش عناصر طبیعی چون آب ، هوا و زمین در اقتصاد خرده میگیرد. او سهم کره زمین را در فرایند تولید به مراتب بالاتر از ارزشی میداند که امروزه برای استفاده از مواد خام معدنی در محاسبات منظور میگردد و اشاره میکند “آنچه که فراموش شده و در هیچ مکتبی به آن صریحا اشاره نشده،  سهم کار کره زمین و طبیعت به عنوان عامل اصلی در بوجود آوردن و تولید مواد اولیه طبیعی طی ملیونها سال است “.

و بالاخره در اخرین فصل از کتاب تحت عنوان تاملات سیاسی ،  نویسنده دیدگاه های خود را در باره پاره ای از مسائل چالش برانگیز جامعه ،  مانند ویژگی کشورهای عقب مانده و جوامع بسته ، حقوق و مسئولیت های افراد در یک جامعه مدنی ، رابطه دین و سیاست،  حاکمیت و دمکراسی ، با خوانندگان در میان میگذارد.

من نه به دلیل دوستی قدیمی ام با نویسنده کتاب بلکه به دلیل خواندنی بودن بسیاری نکات نو که در کتاب ” عقل پیامبر راستین ” مطرح میگردد ، مطالعه آنرا  به خوانندگان فارسی زبان توصیه میکنم.

 

برای مطالعه و دانلود رایگان کتاب ” عقل پیامبر راستین ” به لینک

 

http://www.malool.com/uploads/aghl.pdf

 

و یا به سایت www.malool.com  مراجعه کنید .

 

فروردین    ۱۳۹۸ ،  ت. پ.

You may also like...