گفتگو با منیرو روانی پور: نویسنده و مدرس ادبیات داستانی

دفتر هفتم خرمگس – زمستان ۲۰۱۷

مصاحبۀ اختصاصی خرمگس

monireh

خرمگس:  سپاسگزار که دعوت گاهنامۀ فلسفی خرمگس را برای مصاحبه پذیرفتید.  نام منیرو روانی پور با داستان نویسی مدرن ایران پس از انقلاب پیوند خورده و ترجمه های آثار شما به زبان های دیگر، معرفی جهانی برای هنر داستان نویسی ما بوده است.

پرسش اول من در قلمرو نظریۀ ادبی است:  وقتی ادبیات به خود می اندیشد و می خواهد خودآگاه باشد، از جمله پایه ای ترین پرسش هایی که‌ از خود می پرسد این است که‌ آیا ادبیات تعهدی دارد؟ اگر دارد، این تعهد به چیست؟ در قرن بیستم این پرسشی کلیدی بود در نظریۀ ادبی.  ژان پل سارتر، تعهد اول ادبیات را به انسان همچون فرد و عضو اجتماع، و نیز پیشرفت دانست و این تز را در کتاب “ادبیات چیست” گسترش داد.  سارتر، پوچ گویی را کشندۀ ادبیات و منفجرکنندۀ زبان دانست. در همان سال که‌ سارتر این اثر را نوشت، رولان بارت، “درجۀ صفر نوشتار” را منتشرکرد که‌ پاسخ اعلام نشده ای به سارتر بود.  بارت، زبان و فقط زبان را تعهد ادبیات دانست. در این زمینه، او تصنعی بودن ادبیات رئالیسم سوسیالیستی را مثال زد و ابتذال نوشتار رژه گارودی را در زمانی که‌ یک کمونیست بود.  می خواهم نظر شما را در مورد این دو نظریۀ تعهد ادبیات بدانم. آیا نوع سومی از تعهد برای ادبیات می توان انگاشت؟

منیرو روانی پور [۱]: به نظرم سارتر و بارت هردو درست می گویند.  اما تعهد انسان اول به خودش است. این تویی که از چیزی حیرت زده می شوی ، موقعیتی تورا عذاب می دهد یا خوشحال می کند… به نظرم هنرمند به آنچه براو می گذرد، واکنش نشان می دهد. آن چه برشخص خودش می گذرد. کسی از دستگیری های خیابانی  رنج می کشد  – زندگی اش مختل می شود – و کنش و واکنش های جامعه روی روح و روانش اثر می گذارند – هنرمند چوب نیست که – ازهمۀ این ها تاثیر می گیرد و اعتراض و یا علاقه اش را در هنرش نشان می دهد -این عمل اگاهانه نیست – فریاد خشم یا شادی هنرمند -نویسنده – ناخوادگاه کشیده می شود – نویسنده اگر درکرۀ مریخ باشد، جور دیگری می نویسد – محیط و آن چه درپیرامونش می گذرد، روی اوتاثیر می گذارند – گاهی این فریاد، شکل مستقیم  و بی واسطه ای به خودش می گیرد؛ زمانی در قد وقوارۀ یک اثر هنری نشان داده می شود – مادام بواری یک اعتراض هنرمندانه است به زندگی بسته و کسالت بار شهرستانی؛ شاهدی بر اولین قدم های زنی برای به دست آوردن اختیار وآزادی وتغییر؛کنجکاوی زنانه و زمانه ای که می رود دگرگونه شود و قیمت این تغییر را هم می پردازد.  تفاوت میان اعتراض کارگران موز در صد سال تنهایی و کارگرانی که گورگی نشان می دهد، تفاوت میان آغشته بودن به یک حزب و سیاست خاص است… اما هردو نویسنده از اوضاع زمانۀ خود رنج کشیده و این رنج و اعتراض را نشان داده اند ….یکی هنرمندانه تر … یکی سیاسی تر … حالا البته دیگر زمانه جواب بسیاری از تئوری ها را عملا به ما نشان داده. درگیر حزب و دسته ای بودن، خط و جهت نویسنده یا هنرمند را می تواند چنان تغییر دهد که هنرمند از ذهن خلاق خودش دور شود و تبدیل شود به بلندگوی این و آن …. هنرمند بلند گو نیست… شعری است درصفحۀ آفرینش… رنگی و آهنگی است… دردل تاریکی و بی صدایی…. نه – بلندگوی هیچ کس نیست؛ هیچ کس

 خرمگس:  منیرو شما در کلاس های داستان نویسی آنلاین خود، شیوۀ ادبیات برای زندگی را در پیش گرفته اید. آیا می توانید این را شق سومی از تعهد ادبیات بدانید؟ تعهد به زندگی در جهت خودآگاهی و خودتحقق گری انسان ها…

منیرو روانی پور:  بعداز سال ها تدریس آنلاین و حضوری، به یک جمع بندی رسیدم… ازشما چه پنهان، دیدم:

۱- بچه های شرکت کننده درکلاس ها به شدت از حرف زدن واهمه دارند.

۲- ثانیه ای نگذشته، گروه مخالف و موافق تشکیل می دهند و برعلیه یکدیگر شروع می کنند.

۳- چنان مسائل حاشیه ای را پیش می کشند که اگر حواست نباشد به راحتی می توانی فراموش کنی که درکلاس ادبیات داستانی هستی.

۴- به سختی تن به تغییر می دهند و می خواهند همان شیوه های قدیمی تدریس را دنبال کنی.

۵- دوستانی فکر می کردند که من به عنوان مدرس، جانب یکی را بیشتر نگه می دارم تا دیگری.

۶- برخی پشت سر دیگری به من گزارش می دادند، یعنی بازار گزارش دادن و نوشتن پشت سر همکلاسی ها رواج فراوان داشت.

۷- برخی می خواهند بدون کارکردن وخیلی زود به همه چیز برسند و تن به کار نمی دهند.

و مسائلی از این دست که مرا واداشت ازخودم بپرسم: خیلی خوب مثلا اگر کسی بداند روایت اول شخص یعنی چه؟ چه دردی ازدردهای فراوان ما درمان می شود؟

این جا بود که فکرکردم ما باید یه گروه هایی داشته باشیم که از زندگی هم بگوییم و این گروه های جدید زندگی و داستان “کولی ها” را راه انداختم تا ضمن این که از زندگی مان می گوییم وخودتکانی می کنیم، به ادبیات هم برسیم – در این گروه ها هرکس قهرمان داستان زندگی خودش می شود و یک بار دیگر داستانش را می نویسد. این داستان درمانی و نوشتن دوباره زندگی خود – البته کار ساده ای نیست و تجربه ای هم پس پشت این شیوه تدریس نمی بینم

البته می دانم که هنردرمانی هست، بخصوص درحوزۀ هنرهای تصویری و نقاشی – من از این شیوه ها هم کمک گرفته ام با شرکت در ورک شاپ های ادبی به عنوان نویسندۀ مهمان، اندوخته ای دارم که با شیوه های خودم درهم می آمیزم و جلو می روم – یک ماه اول این کلاس های جدید تمام شده و دوستان هرکدام شروع کرده اند به حرف زدن … هرکس راوی داستان زندگی خودش است….کلاس ها جان دار و زنده هستند و این خوبه… هرکس وقتی نویسندۀ داستان خودش باشه و آن را روایت کنه…. خب یعنی درواقع درکلاس ها هیچ کس استاد نیست.

منتور چرا … چیزی مثل راهنمای زندگی یا کوچ … که درفرهنگ ما زیاد رسم نیست ..داشتن یک کسی کنارت که به عنوان چراغ راهنما یا فانوس دریایی درتاریکی کمکت کنه …تو فرهنگ غرب هرکسی فورا تجربیات زندگی اش را دراختیار دیگران می گذارد …فانوس می شود …ما همه چیز را خاک می کنیم تجربه ها ودست اورده هایمان را پنهان می کنیم تا دیگران ازنو واز صفر شروع کنند و این همه انرژی ها هدر می رود …می دانید فکرکردم داشتن یک کوچ یا مربی زندگی نیاز اول ماست بعد ادبیات داستانی و تئوری های داستان نویسی

البته هنوز برای بی پروا حرف زدن یا بی پروا شخصیت داستانی را به عمل واداشتن، خیلی راه هست… اما خیال می کنم یواش یواش راه می افتیم… و می رسیم به جایی که خودمان را سانسور نکنیم و حرکت کنیم.

درکل دراین کلاس ها فکر من این بود که حالا وقتشه که ازهمسایه حرف نزنیم، از همسایه و مشکلات و ایرادهایش و بهتره از زندگی خودمان و شخص خودمان شروع کنیم واز بی آبرویی وطرد شدن نترسیم

انرژی آزاد می شه این جوری …. یاد می گیریم که نقاب نزنیم و ماسک ها را پاره کنیم و کمتر روی صحنه باشیم و بازی کنیم.

یاد می گیریم خودمان باشیم.

خرمگس: آیا یک حدی از شناخت مفاهیم پایه ای فلسفه را به نوآموزان مکتب داستان نویسی خود پیشنهاد می کنید؟

منیرو روانی پور:  بنیۀ داستان نویسی با آموزش فلسفه قوی تر می شود – شکی در این نیست . ما از سایت خرمگس استفاده می کنیم برای این کار – همۀ ما ازجمله خود من، دانش آموزانی هستیم که باید یاد بگیریم.

به احتمال زیاد، دوستان اهل فن را به کارگاه دعوت می کنیم – سابقۀ دعوت از نویسندگان و اندیشمندان دیگر درکارگاه کولی ها هست – ما قبلا هم کسانی را دعوت کرده ایم که درکشکول ادبی هنری ما چیزی بگذارد …

این کارگاه ها اول از طریق فیس بوک و نوشتاری برگزار می شد، حالا از زومم استفاده می کنیم –کار، راحت تر وخودمانی تر پیش می رود.

داستان درمانی هرچند درکارگاه ما قدم های اولیه اش را برمی دارد، اما خیال می کنم سرانجام به اطراقگاه خوبی برسد.

دوستان از طریق فیس بوک من می توانند از برگزاری این کلاس ها اگاه شوند و اطلاعات لازم را بگیرند.  این دوره ثبت نامش تمام شده؛  برای دوره های بعد آگهی می دهیم.

خرمگس: بسیار سپاسگزاریم.  به امید همگامی بیشتر خرمگس و کارگاه ادبی شما.

ژانویه  ۲۰۱۷

دفتر هفتم خرمگس: http://www.falsafeh.com/kharmagas7/kharmagas_No7.pdf

 

منیرو روانی پور در ۱۳۳۳ کوی جفره بندر بوشهر به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در این شهر گذراند و در دانشگاه شیراز روانشناسی خواند. روانی‌پور از سال ۱۳۶۰ داستان‌نویسی را شروع کرد. اولین کتابش، کنیزو، در سال ۱۳۶۷ منتشرشد..  پس از آن تعداد زیادی داستان کوتاه و چند رمان نوشت. داستان رعنا از مجموعه  نازلی، در دورهٔ سوم ۱۳۸۲ جایزه گلشیری برگزیده شده‌است.

در سال ۱۳۷۹ روانی‌پور یکی از شرکت‌کنندگان کنفرانس برلین بود. قهرمان داستان زن فرودگاه فرانکفورت نیز زنی است که قرار بوده در کنفرانس برلین داستان بخواند، اما با مشکلاتی که در حاشیه کنفرانس به ‌وجود می‌آید فرصت داستان‌خوانی را از دست می‌دهد و علاوه بر آن در کشورش نیز او را برای حضور در این کنفرانس مورد شماتت قرار می‌دهند.

روانی‌پور در سال ۱۳۸۵ از اولین حامیان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان در ایران بود.

وی از دسامبر ۲۰۰۷ با همسرش بابک تختی و فرزندش غلامرضا تختی در آمریکا به سر می‌برد و چند سال استاد مهمان در رشته داستان نویسی در یکی از نهادهای وابسته به دانشگاه نوادا بوده، هم اکنون کلاس های داستان نویسی آنلاین خود را اداره می کند. روانی پور اخیرا دست به چاپ وانتشارکتاب های خود در آمازون زده و با استقبال خوانندگان فارسی زبان روبرو شده است. او نویسنده پرفروش آمازون در میان نویسندگانی است که به زبانی به غیر از زبان انگلیسی می نویسند.

 

You may also like...